شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

lar

لر

معنی: لر. [ ل ُ ] (اِخ ) (ایل ...) نام قبیله ای از ایرانیان . طایفه ای از ایرانیان چادرنشین . طایفه ای از صحرانشینان و مردم قهستان . (برهان ). نام طایفه ای است از مردم صحرانشین . (جهانگیری ). لر و یا لور نام عشیرتی است بزرگ از عشایر کرد. رجوع به لرستان شود. (قاموس الاعلام ترکی ). گروهی از اکراد در کوههای میان اصفهان و خوزستان و این نواحی بدیشان شناخته آید و بلاد لر خوانند و هم لرستان و لور گویند. رجوع به این دو کلمه شود. (معجم البلدان ). حمداﷲ مستوفی گوید در زبدة التواریخ آمده که وقوع اسم لر بدان قوم بوجهی گویند از آنکه در ولایت مارود دیهی است آن را کرد میخوانند و درآن حدود دربندی آن را به زبان لری کوک اکر خوانند ودر آن دربند موضعی است که لر خوانند چون اصل ایشان از آن موضع خواسته هایشان را لر خوانند. وجه دوم آن است که به زبان لری کوه پردرخت را لِر گویند و بسبب ثقالت راء کسره ٔ لام با ضمه کردند و لر گفتند و وجه سوم اینکه این طایفه از نسل شخصی اند که او لر نام داشته و قول اول درست تر می نماید. و هر چیز که در آن ولایت نبوده به زبان لری نام ندارد بمجاز از نقل زبانی دیگر نام بر آن اطلاق کرده اند و سبب ظهور قوم لران بعضی گفته اند آنکه سلیمان پیغمبر علیه السلام معتمدی را به ترکستان فرستاد تا جهت او چند کنیزک بکر خوب روی بیاورد و حرزی درآموخت تا در راه از شرّ شیاطین ایمن باشند آن مرد به وقت مراجعت در مرحله ٔ کول مانرود حرز فراموش کرد و کنیزکان را شیاطین بکارت زائل کردند برصورت آن مرد چون سلیمان کنیزکان را ثیب یافت از آن مرد تفحص کرد که هرگز حرز را فراموش کردی گفت بلی درفلان موضع سلیمان دانست که این فعل شیاطین است آن کنیزکان با همان محل فرستاد و از ایشان فرزندان آمدند لران اند. و این روایت ضعیف است در حق گیلکیان همین گفته اند. وجهی دیگر آنکه جمعی از اعراب بر سلیمان عاصی شدند و بدان وقت بدان ولایت رفتند و با آن کنیزکان بتغلب دخول کردند سلیمان آن کنیزکان را هم بدان ولایت فرستاد و از ایشان فرزندان آمدند حق تعالی وبائی بر اهل آن ولایت مسلط کرد که بغیر از آن فرزندان نماندند. و این قول پیش لران هیچ است زیرا که در زبان لری الفاظ عربی بسیار است اما این ده حرف در زبان لری نمی آید: ح خ ش ص ط ظ ع غ ف ق . (تاریخ گزیده ص 535 و536 و 537). رجوع به لر بزرگ و لر کوچک شود :
هر چند که هست عالم از خوبان پر
شیرازی و کازرونی و کوهی و لر.
سعدی (رباعیات ).
فلک کز لشکر آفت سگالش
چو موی لر پریشان دیدحالش
ترش رو گشت چون افغان جنگی
ولی همچون کلاته ٔ لر به تنگی .
امیرخسرو (از جهانگیری ).
آه از این قوم بی حمیت بیدین
کرد ری و ترک خمسه و لر قزوین .
قائم مقام .
- امثال :
اگر لر به بازار نرود بازار می گندد .
لر به شهر نیاید که میگویند یاغی است .
صاحب آنندراج پس از نقل اینکه لر از ذریات شیاطین اند و نقل حکایت آوردن کنیزکان از ترکستان چنانچه مستوفی ذکر آن کرده گوید: حالا در مردم بموارد کلام به معنی احمق و روستائی واقع میشود :
توبه دارم از ظرافت همچو سالک ورنه من
صد ظرافت پیشه را از یک سخن لر میکنم .
سالک یزدی (از آنندراج ).
... ادامه
714 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [قدیمی]
مختصات: (لَ) (اِ.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: lor
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 230
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
ترکی
tanrım
فرانسوی
lor
آلمانی
lor
اسپانیایی
lor
ایتالیایی
signore
عربی
لور
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

در زبان فارسی، کلمه "لر" به عنوان یکی از اقوام ایرانی استفاده می‌شود و دارای معانی و کاربردهای مختلفی است. در زیر چند نکته درباره قواعد نگارش و استفاده از این کلمه آورده شده است:

  1. نوشتار صحیح: کلمه "لر" باید با حروف کوچک نوشته شود، مگر اینکه در ابتدای جمله باشد یا به عنوان نام خاصی استفاده گردد.

  2. استفاده در جملات:

    • "لر" به عنوان اسم معرفه به قوم یا منطقه‌ای خاص اشاره دارد.
    • مثال: "لرها یکی از اقوام ایرانی هستند."
  3. نگارش پیوندها: اگر "لر" به واژه‌ای دیگر متصل شود (مثلاً "لرستان"، "لر زبان")، باید توجه شود که واژه متصل به آن چگونه نوشته می‌شود و به درستی از قواعد نگارشی پیروی کند.

  4. ترکیب با صفت‌ها: در صورت ترکیب با صفت، مانند "لر با فرهنگ"، باید دقت شود که فضای نگارش به صورت صحیح رعایت شود.

  5. صدای هجا: در نگارش، به تلفظ صحیح واژه و صدای حاصل از آن توجه شود، به خصوص اگر واژه‌های مجاور با هم تلفیق شوند.

اگر سوال یا نیاز خاصی در مورد کاربردهای خاص یا معانی کلمه "لر" دارید، لطفاً بفرمایید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. لرهای زاگرس با فرهنگ غنی و سنت‌های کهن خود، جذابیت خاصی برای گردشگران دارند.
  2. در فصل بهار، کوه‌های لرستان با گل‌های رنگارنگ و طبیعت سرسبز خود دل هر بیننده‌ای را می‌ربایند.
  3. لرها به خاطر مهمان‌نوازی و خون‌گرمی‌شان، همیشه در یاد مردم باقی خواهند ماند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری