جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: لر. [ ل ُ ] (اِخ ) دهی از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاه ، واقع در هفت هزارگزی باختر کوزران و یک هزارگزی بنداردشت ، سردسیر، دارای 150 تن سکنه . مسلمان ، کردی و فارسی زبان . آب آن از چشمه ، محصول آنجا غلات و حبوبات دیمی و لبنیات . شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است و تابستان اتومبیل توان برد. زمستان اکثر سکنه به حدود ذهاب به گرمسیر میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5). لور tanrım lor lor lor signore
در زبان فارسی، کلمه "لر" به عنوان یکی از اقوام ایرانی استفاده میشود و دارای معانی و کاربردهای مختلفی است. در زیر چند نکته درباره قواعد نگارش و استفاده از این کلمه آورده شده است:
نوشتار صحیح: کلمه "لر" باید با حروف کوچک نوشته شود، مگر اینکه در ابتدای جمله باشد یا به عنوان نام خاصی استفاده گردد.
استفاده در جملات:
"لر" به عنوان اسم معرفه به قوم یا منطقهای خاص اشاره دارد.
مثال: "لرها یکی از اقوام ایرانی هستند."
نگارش پیوندها: اگر "لر" به واژهای دیگر متصل شود (مثلاً "لرستان"، "لر زبان")، باید توجه شود که واژه متصل به آن چگونه نوشته میشود و به درستی از قواعد نگارشی پیروی کند.
ترکیب با صفتها: در صورت ترکیب با صفت، مانند "لر با فرهنگ"، باید دقت شود که فضای نگارش به صورت صحیح رعایت شود.
صدای هجا: در نگارش، به تلفظ صحیح واژه و صدای حاصل از آن توجه شود، به خصوص اگر واژههای مجاور با هم تلفیق شوند.
اگر سوال یا نیاز خاصی در مورد کاربردهای خاص یا معانی کلمه "لر" دارید، لطفاً بفرمایید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
لرهای زاگرس با فرهنگ غنی و سنتهای کهن خود، جذابیت خاصی برای گردشگران دارند.
در فصل بهار، کوههای لرستان با گلهای رنگارنگ و طبیعت سرسبز خود دل هر بینندهای را میربایند.
لرها به خاطر مهماننوازی و خونگرمیشان، همیشه در یاد مردم باقی خواهند ماند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر