شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

scrub  |

مالش دادن

معنی: مالش دادن . [ ل ِ دَ ] (مص مرکب ) مالیدن . || مشتمال دادن . ورز دادن . || گوشمال دادن . مجازات کردن . تنبیه کردن . تأدیب و سیاست کردن :
به موری دهد مالش نره شیر
کند پشه بر پیل جنگی دلیر.
فردوسی .
لشکر ما پس از نماز ایشان را مالش قوی دادند و تنی دویست را بکشتند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 585). اما ابوالفتح حاتمی را مالش باید داد که دروغ گفته است . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 321). ذوالاذعار... دست درازیها می کرد و کیکاوس خواست تا او را مالش دهد. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 42). و هیچکس ایشان را مالش نتوانست داد مگر اتابک چاولی . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 141). عبداﷲ خطیب او راگفت اگر نه آنستی که تو هنوز خردی و این ادب نیاموخته ای ترا امروز مالشی دادمی که باز گفتندی (نوروزنامه ). و او را مثال داد تا آن ترکمانان را مالش دهد. (زین الاخبار).
به کف راد دهی مال خویش را مالش
تراست مال مگر دشمن و تو دشمن مال .
سوزنی .
هرکه را مال هست و عقلش نیست
روزی آن مال مالشی دهدش .
عمادی شهریاری .
او را بینداختند و به تازیانه تأدیب و تعریک و مالش دادند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 346). خواست ابوبکر را نیز مالشی دهد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). ماکان گفت تو به ری بنشین تا من بروم مالش ایشان بدهم داعی نشنید با پانصد مرد به آمل آمد. (تاریخ طبرستان ).
داد مرا روزگار مالش دست جفا
با که توانم نمود مالش از این بیوفا.
خاقانی .
چنانت دهم مالش از تیغ تیز
که یا مرگ خواهی زمن یا گریز.
نظامی .
و رجوع به مالش شود.
... ادامه
649 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 430
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
scrub | to rub
عربی
فرك | تنظيف , عرك , فرشة , أشجار منخفضة , شخص حقير , فريق من الدرجة الثانية , غسل , نظف , مسح , نظف بالفرشة , جلا , ألغى

واژگان مرتبط: مالش دادن، مالیدن، تمیز کردن، خراش دادن، خراشیدن، ستردن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری