شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

modabbar
skilful  |

مدبر

معنی: مدبر. [ م ُ دَب ْ ب َ ] (ع ص ) پرورده شده . || تدبیرکرده شده . || بنده ای که پس از مرگ صاحب خود آزاده شود. (غیاث اللغات ). آن بنده که به موت خداوند آزاد گردد. (دستورالاخوان ). آنکه به مرگ خواجه آزاد شود. (مهذب الاسماء). بنده ای که از پس صاحبش آزاد شود، که آزادیش متعلق به مرگ صاحبش باشد، چنانکه خداوندگارش گفته باشد: پس از مرگ من تو آزادی . (از تعریفات ) :
بندیش که مردم همه بنده به چه رویند
تا مولی بشناسی و آزاد و مدبر.
ناصرخسرو.
باکی نبود گواهی کسانی که مکاتب و مدبر باشند. (ترجمه ٔ النهایه ٔ طوسی از فرهنگ فارسی معین ). || در طب و داروسازی ، پرورده . عمل آورده : بباید دانست که اصل اندر شناختن داروهاء دیگر است که نخست داروها را مدبر کنند پس ترکیب کنند و تدبیر هر یک از داروها دیگر است اما تدبیر بعضی سنگها چون شادنه و توتیا و مرقشیث و سنگ سرمه آن است که آب سود کنند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). بگیرند انذروت مدبر و نشاسته . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
... ادامه
909 | 0
مترادف: صاحب تدبير، صاحب انديشه، بصير، چاره انديش، انديشمند، بادرايت، سياستمدار، كاردان، مدير
متضاد: مقبل
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (مُ بَ) [ ع . ] (اِمف .)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: modabber
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 246
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
skilful | resourceful
ترکی
becerikli
فرانسوی
ingénieux
آلمانی
einfallsreich
اسپانیایی
ingenioso
ایتالیایی
pieno di risorse
عربی
ماهر | لبق , بارع , حاذق , منجز بحذق , محنك , متقن
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "مدبر" در زبان فارسی به معنای کسی است که به خوبی و با تدبیر کارها را اداره می‌کند و دارای عقل و فهم خوبی است. در اینجا به برخی از قواعد و نکات نگارشی و دستوری مرتبط با این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. نقطه‌گذاری: در متن‌های تند و سریع ممکن است نیاز به استفاده از نقطه‌گذاری باشد. برای مثال، اگر در جمله‌ای "مدبر" به عنوان صفت آمده باشد، می‌توان آن را با کاما (،) جدا کرد.

  2. فعل: کلمه "مدبر" معمولاً به عنوان اسم یا صفت به کار می‌رود. برای مثال:

    • "او یک مدیر مدبر است."
    • "این کار به یک مدبر نیاز دارد."
  3. توافق گرامری: در جملات فارسی، صفت باید با اسم توافق داشته باشد. بنابراین اگر اسم مؤنث باشد، می‌توان از معادل مؤنث "مدبر" استفاده کرد (مدبره) علیرغم این که این واژه کمتر استفاده می‌شود.

  4. مترادف و متضاد: می‌توان برای کلمه "مدبر"، مترادف‌هایی مانند "مدیر"، "رهبری" و "عاقل" و متضادهایی مانند "نامدبر" و "بی‌خود" در نظر گرفت.

  5. کاربرد در جملات: برای نشان دادن معنای کلمه می‌توان از جملات زیر استفاده کرد:
    • "به عنوان یک مدبر، او توانست اوضاع را کنترل کند."
    • "مدبر بودن یکی از ویژگی‌های مهم یک رهبر موفق است."

این نکات می‌توانند در نگارش و استفاده از کلمه "مدبر" در متون فارسی به شما کمک کنند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او به عنوان یک مدبر در حل مشکلات اجتماعی شناخته می‌شود و همواره راه‌حل‌های مؤثری ارائه می‌دهد.
  2. مدبر بودن در مدیریت منابع انسانی، می‌تواند به افزایش بهره‌وری و رضایت کارکنان کمک کند.
  3. در شرایط بحرانی، نیاز به یک مدبر داریم که با تفکر منطقی و تصمیم‌گیری‌های درست ما را راهنمایی کند.

واژگان مرتبط: ماهر

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری