جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: مستعمل . [ م ُ ت َ م َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از استعمال . به کارداشته . (منتهی الارب ). به کاررفته . (اقرب الموارد). کار داشته . به کاربرده شده : تو در این مستعملی نی عاملی ز آنکه محمول منی نی حاملی . مولوی (مثنوی ). و رجوع به استعمال شود. || سخن مستعمل ؛ ضد مهمل . (منتهی الارب ). لفظ که معنی دارد و متداول است . لفظ که معنی دارد چون دست و زید که لفظ مستعمل است مقابل لفظ مهمل چون نست و دَیز. (یادداشت مرحوم دهخدا). || ماء مستعمل ؛ آبی که برای طهارت به کار رفته است . غساله ٔ متطهر. (مفاتیح العلوم ). || مجازاً، کهنه . نیم دار چون جامه ٔ دست دوم . نیمداشت . - مستعمل خر ؛ اسقاطخر. که اجناس کهنه و فرسوده و نیمدار خرد. - مستعمل فروش ؛ اسقاطفروش . کهنه فروش . دست دوم، فرسوده، كاركرده، كهنه، نيمدار، معمول، رايج، متداول نو منسوخ second-hand, well-worn, used مستعمل، غير أولي، عقرب الثواني في الساعة، يد ثانية، اليد الثانية kullanılmış utilisé gebraucht usado usato کار کردنی، زیاد کار کرده، کهنه، مبتذل، پیش پا افتاده
مستعمل|غير أولي , عقرب الثواني في الساعة , يد ثانية , اليد الثانية
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "مستعمل" در زبان فارسی به معنای "به کار رفته" یا "مورد استفاده قرار گرفته" است. برای استفاده صحیح و نگارشی از این کلمه، به چند نکته توجه کنید:
جایگاه کلمه: "مستعمل" معمولاً به عنوان صفت قبل از اسم یا به عنوان مفعول در جملات به کار میرود. مثلاً:
این واژهها در زبان فارسی مستعمل هستند.
واژه "کتاب" در این جمله مستعمل است.
صفت و نعت: میتوانید "مستعمل" را به عنوان صفت به کار ببرید:
واژههای مستعمل معمولاً به مرور زمان از دور خارج میشوند.
موارد استعمال آن: در جملات رسمی و غیررسمی به عنوان توصیف از واژهها یا عبارات قدیمی یا غیرپرکاربرد محسوب میشود.
قواعد نگارشی: اگر به استفاده از این کلمه در متن خود بپردازید، توجه داشته باشید که باید جملهها به گونهای نوشته شوند که مفهوم واضح و روشنی داشته باشند و خواننده به راحتی بتواند دریافت کند که "مستعمل" به چه چیزی اشاره دارد.
مثالهای کاربردی:
به کار بردن واژههای مستعمل در نوشتار میتواند غنیتر از متون جدید باشد.
در زبانهای مختلف، برخی از اصطلاحات ممکن است به مرور زمان مستعمل شوند.
با رعایت این نکات میتوانید از کلمه "مستعمل" به طور مؤثری در نوشتار و گفتارتان استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
کتابهای مستعمل در کتابخانه خریداری شده و بهزودی در دسترس علاقمندان قرار میگیرند.
ماشینهای مستعمل در پارک خودروهای قدیمی، یادآور روزهای خوب گذشته هستند.
بسیاری از ابزارهای مستعمل در کارگاه، نیاز به تعمیر و بهسازی دارند تا دوباره قابل استفاده شوند.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: کار کردنی، زیاد کار کرده، کهنه، مبتذل، پیش پا افتاده
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر