مصاحب
licenseمعنی کلمه مصاحب
معنی واژه مصاحب
mosāheb
companion
|
مصاحب
مترادف:
جليس، دمخور، دوست، رفيق، صحابه، قرين، محشور، معاشر، مقترن، مقرب، مونس، نديم، همخوابه، همدم، هم صحبت، هم نشست، همنشين، يار
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم، صفت) [عربی]
مختصات:
(مُ حِ) [ ع . ] (اِفا.)
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
mosAheb
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
141
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
انگلیسی
companion | consort , confabulator , fellow traveller , interviewer
ترکی
görüşmeci
فرانسوی
interviewer
آلمانی
interviewer
اسپانیایی
entrevistador
ایتالیایی
intervistatore
عربی
رفيق | مرافق , دليل , زوج قرين , عشير , ولف رفيق , درج السفينة , وصيفة , رافق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "مصاحب" در زبان فارسی به معنای هم صحبت، هم نشین یا هم سفر است. در نوشتار فارسی و نگارش صحیح آن، نکات زیر را باید در نظر گرفت:
-
هویّت کلمه: "مصاحب" یک اسم است و در متون رسمی و غیررسمی به عنوان کلمهای مناسب و قابلقبول استفاده میشود.
-
صرف و نحو:
- این کلمه به صورت جمع هم به کار میرود: "مصاحبان".
- میتوان آن را به عنوان صفت نیز استفاده کرد: "مصاحب خوب".
-
استفاده در جمله:
- این کلمه معمولاً با حروف اضافه یا در ترکیب با دیگر کلمات به کار میرود. مثلاً: "مصاحبِ او"، "در مصاحبتی دوستانه".
-
نگارش:
- در نگارش رسمی، باید توجه داشت که کلمات باید به صورت صحیح و بدون اشتباهات املایی نوشته شوند.
- نکات نگارشی:
- استفاده درست از نشانههای نگارشی (فاصله، ویرگول و غیره) در جملات حاوی این کلمه اهمیت دارد.
- جملهها باید به گونهای تنظیم شوند که معنا به وضوح منتقل شود. مثلاً: "من در یک جلسه مصاحبت کردم."
به عنوان مثال:
- "دیروز با یک مصاحب خوب چای نوشیدم."
- "مصاحبان این سفر، دوستان بسیار خوبی بودند."
در نهایت، توجه به قواعد عمومی نگارش و دقت در انتخاب واژهها در کنار "مصاحب" میتواند به واضحتر شدن معنا و مفهوم جملات کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- در جلسه امروز، مصاحب با مدیر برای بررسی پروژههای جدید برگزار شد.
- او همیشه در مصاحبتهایش نظرات جالبی را مطرح میکند که به دیگران الهام میبخشد.
- مصاحب با دوستانم در کافه، لحظات شادی را برایمان رقم زد.
