شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

mosāheb
companion  |

مصاحب

معنی: مصاحب . [ م ُ ح ِ ] (اِخ )نائینی . از شاعران قرن یازدهم هجری و اصل وی از قصبه ٔ نائین بوده ولی در اصفهان می زیسته . در برخی از علوم ، خاصه علم رمالی متبحر بوده و طبعش به مطایبه رغبتی کامل داشته با آنکه زیاده از هفتاد سال عمر داشته به هزلیات می پرداخته است به مضمون الهزل فی الکلام کالملح فی الطعام . اینک چند بیتی از یک مطایبه ٔ او:
به کوچه ای گذرم بود چون نسیم سحر
فتاده در ره من عکس ماهی از منظر
ز اضطراب سراسیمه هر طرف دیدم
چو آفتاب نمودار شد یکی دختر
به گوشه ای بنشستم دو چشم خون پالا
گهی ستون زنخ دست و گه به زانو سر...
خموش باش مصاحب که در دیار هوس
از این مطایبه شد کام مرد و زن چو شکر
حکیم سوزنی از گفته منفعل گردد
اگر کند به سمرقند این قصیده گذر.
(از مجمعالفصحاء چ مصفا ج 2 بخش 1 ص 70 و 71). و رجوع به آتشکده ٔ آذر ص 201 و فرهنگ سخنوران شود.
... ادامه
564 | 0
مترادف: جليس، دمخور، دوست، رفيق، صحابه، قرين، محشور، معاشر، مقترن، مقرب، مونس، نديم، همخوابه، همدم، هم صحبت، هم نشست، همنشين، يار
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم، صفت) [عربی]
مختصات: (مُ حِ) [ ع . ] (اِفا.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: mosAheb
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 141
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
companion | consort , confabulator , fellow traveller , interviewer
ترکی
görüşmeci
فرانسوی
interviewer
آلمانی
interviewer
اسپانیایی
entrevistador
ایتالیایی
intervistatore
عربی
رفيق | مرافق , دليل , زوج قرين , عشير , ولف رفيق , درج السفينة , وصيفة , رافق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "مصاحب" در زبان فارسی به معنای هم صحبت، هم نشین یا هم سفر است. در نوشتار فارسی و نگارش صحیح آن، نکات زیر را باید در نظر گرفت:

  1. هویّت کلمه: "مصاحب" یک اسم است و در متون رسمی و غیررسمی به عنوان کلمه‌ای مناسب و قابل‌قبول استفاده می‌شود.

  2. صرف و نحو:

    • این کلمه به صورت جمع هم به کار می‌رود: "مصاحبان".
    • می‌توان آن را به عنوان صفت نیز استفاده کرد: "مصاحب خوب".
  3. استفاده در جمله:

    • این کلمه معمولاً با حروف اضافه یا در ترکیب با دیگر کلمات به کار می‌رود. مثلاً: "مصاحبِ او"، "در مصاحبتی دوستانه".
  4. نگارش:

    • در نگارش رسمی، باید توجه داشت که کلمات باید به صورت صحیح و بدون اشتباهات املایی نوشته شوند.
  5. نکات نگارشی:
    • استفاده درست از نشانه‌های نگارشی (فاصله، ویرگول و غیره) در جملات حاوی این کلمه اهمیت دارد.
    • جمله‌ها باید به گونه‌ای تنظیم شوند که معنا به وضوح منتقل شود. مثلاً: "من در یک جلسه مصاحبت کردم."

به عنوان مثال:

  • "دیروز با یک مصاحب خوب چای نوشیدم."
  • "مصاحبان این سفر، دوستان بسیار خوبی بودند."

در نهایت، توجه به قواعد عمومی نگارش و دقت در انتخاب واژه‌ها در کنار "مصاحب" می‌تواند به واضح‌تر شدن معنا و مفهوم جملات کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در جلسه امروز، مصاحب با مدیر برای بررسی پروژه‌های جدید برگزار شد.
  2. او همیشه در مصاحبت‌هایش نظرات جالبی را مطرح می‌کند که به دیگران الهام می‌بخشد.
  3. مصاحب با دوستانم در کافه، لحظات شادی را برایمان رقم زد.

واژگان مرتبط: همراه همدم، پهلو نشین، هم نشین، همسر، شریک

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری