شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

moqaddar
predestined  |

مقدر

معنی: مقدر. [ م ُ ق َدْ دَ ] (ع ص ) اندازه نموده شده . (آنندراج ). اندازه کرده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- شی ٔ مقدر ؛ چیز تقدیر شده . (ناظم الاطباء).
|| آنچه حق عز اسمه بندگان خود را محدود سازد به حدودآن . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). فرمان داده شده . (آنندراج ). تقدیرشده و مقررشده و امرشده از جانب خداوند عالم جل شأنه . (ناظم الاطباء) :
چه دانی دوستی را حد و غایت
مقدر باشد آن یا نامقدر.
فرخی (دیوان چ عبدالرسولی ص 61).
ایا زیر دست تو هرچ آن مجسم
ایا زیر قدر تو هرچ آن مقدر.
عنصری (دیوان چ قریب ص 61).
تقدیر گر شدند چو تقدیر یافتند
ز آن سو مقدرند وزین سو مقدرند.
ناصرخسرو.
و گر نیست مر قدرتش را نهایت
چرا پس که هست آفریده مقدر.
ناصرخسرو.
یکی قدیر بر از قدرت مقدر خویش
یکی بصیر بر از دانش اولوالابصار.
ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص 178).
همیشه تا به جهان هست عالی و سافل
به امر مقضی و حکم مقدر آتش و آب .
مسعودسعد.
چه پنداری که چندینی عجایب
به وصف اندر یک از دیگر عجب تر
شود بی صانعی هرگز مهیا
بود بی قادری هرگز مقدر.
امیرمعزی .
در آب و آتش بیحد چرا شوم غرقه
چو هست باد و هوا رامقدر آتش و آب .
سنائی .
گرچه نکوست رزق فراخ از قضا ولیک
قانع شدن به رزق مقدر نکوتر است .
خاقانی .
پوشیده نیست که هر طلوعی را زوالی و هرشرفی را وبالی و هر نزولی را انتقالی مقدر است . (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص 57).
دگر من از شب تاریک هجر غم نخورم
که هرشبی را روزی مقدر است انجام .
سعدی .
ما آبروی فقر و قناعت نمی بریم
با پادشه بگوی که روزی مقدر است .
حافظ.
- روزی مقدر ؛ روزی مقسوم . روزی نهاده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- مقدر کردن ؛ روزی کردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- نامقدر ؛ آنچه اراده ٔ خدای تعالی بر انجام یافتن آن تعلق نگرفته است :
چه دانی دوستی را حد و غایت
مقدر باشد آن یا نامقدر.
فرخی (دیوان چ عبدالرسولی ص 61).
آنچه از همه ٔ چیزها از من دورتراست . روزی نامقدر است که کسب آن مقدور بشر نیست . (مرزبان نامه چ قزوینی ص 98).
- امثال :
المقدر کائن ؛ نبشته بازنگردد. (امثال و حکم ج 1 ص 272).
|| سرنوشت و قسمت و راستاد. (ناظم الاطباء). سرنوشت . نوشته . نبشته . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || محذوف . (کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به تقدیر شود. || محذوف در لفظ و مذکور در نیت :جواب از سؤال مقدر. دفع دخل مقدر. || نزد شعرا نام صنعتی است از صنایع لفظیه و آن عبارت است از مقطع و موصل که با هم آمیخته شود و آن چهار نوع است : اول آنکه مصراع اول مقطع بود، دوم موصل دوحرفی ،سوم سه حرفی ، چهارم چهارحرفی . مانند:
ای آرزوی مردان وی داروی دل
با گونه ٔ تو گونه ٔ گل شد باطل
نقش همه پیش سمن تست خجل
پیکر فکند شبهت پیکر باطل
دوم از کلمات شعر هرچند که حروفش پیوسته بود همانقدر بریده مثلاً اگر دو بریده بود، دو پیوسته باشد و اگر سه بریده بود، سه پیوسته و علی هذاالقیاس . مثال مقدر مثنی . مصراع :
ای به رخ زهره ٔ زهرا و فروزنده چو گل
سوم آنکه منقطع یک حرف باشد و متصل سه یا چهار و یا زیاده . مثال سه و یکی :
هنری گشت دلبرم هنری
خطری گشت اخترم خطری .
چهارم آنکه حروف منقطعه نباشد اما مراتب متصله رعایت کنند چنانکه سه حرف پیوسته بیاورند بعد از آن دو حرف پیوسته یا زیاده از این . مثال سه و دو:
بجانم همی بدسگالد مفاجا
مثالش بخوبی ندیدم همانا.
(از کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به همین مأخذ شود.
... ادامه
856 | 0
مترادف: 1- تقدير، تقديرشده، سرنوشت، قسمت 2- معلوم، مشخص، معين
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی]
مختصات: (مُ قَ دِّ) [ ع . ] (اِفا.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: moqaddar
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 344
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
predestined | fatal , destined
ترکی
kader
فرانسوی
destiné
آلمانی
bestimmt
اسپانیایی
destinado
ایتالیایی
destinata
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "مقدر" در زبان فارسی به معانی مختلفی استفاده می‌شود و برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با آن به شرح زیر است:

  1. تعریف و معانی:

    • "مقدر" به معنای تعیین شده یا اندازه‌گیری شده است.
    • می‌تواند به عنوان صفت برای توصیف چیزهایی که اندازه یا مقدار معینی دارند، استفاده شود.
  2. جایگاه کلمه:

    • "مقدر" معمولا در جملات به عنوان صفت یا اسم به کار می‌رود.
    • در جملاتی که به توصیف مقدار یا اندازه می‌پردازند، ممکن است به عنوان بخش اصلی جمله قرار گیرد.
  3. صرف و نحو:

    • در زبان فارسی، "مقدر" به عنوان یک صفت متغیر است و با توجه بهgender (مذکر و مؤنث) و عدد (مفرد و جمع) ممکن است تغییر کند.
    • با حالت‌های مختلف (مفرد، جمع، مذکر، مؤنث) به کار می‌رود، مانند "مقدره" برای مؤنث.
  4. استفاده در جملات:

    • "مقدار آب مقدر شده برای هر باغچه باید رعایت شود."
    • "در پروژه، منابع مقدر به دقت بررسی شدند."
  5. علائم نگارشی:
    • هنگامی که "مقدر" در جمله‌ای به کار می‌رود، مانند دیگر کلمات، باید توجه شود که در صورت استفاده از ویرگول یا دیگر علائم نگارشی، به درستی نوشته شود.

توجه به این نکات می‌تواند به شما کمک کند تا از کلمه "مقدر" به درستی و با ساختاری مناسب در نوشتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. سرنوشت هر فردی به نوعی مقدر شده است و نمی‌توان از آن فرار کرد.
  2. در کائنات، همه چیز به صورت مقدر و نظم خاصی پیش می‌رود.
  3. او باور داشت که عشقش مقدر بوده و روزی به هدفش خواهد رسید.

واژگان مرتبط: مقدور، کشنده، مهلک، وخیم، مصیبت امیز

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری