شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

introduction  |

مقدمةً

معنی: مقدمةً. [ م ُ ق َدْ دِ م َ تَن ْ ] (ع ق ) در مقدمه . بعنوان مقدمه . درآغاز : آدابی است که در علم شریف انساب ، مقدمةً عنوان می کنند. (المآثر والاَّثار ص 116). و رجوع به مقدمه شود.
369 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 184
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
introduction | preface , prelude , preamble , prologue , preliminary , start , catastasis , exordium , forepart , foretoken , incipience , induction , proem , protasis , front matter , lead-up , first of all
عربی
مقدمة | تقديم , عرض , مدخل , تعريف , تمهيد , مقدم , فاتحة , مطلع

واژگان مرتبط: مقدمه، معرفی، ابداع، معارفه، دیباچه، فاتحه، پیش گفتار، سراغاز، اغاز، پیش در امد، قسمت مقدماتی، سراغاز مقدمه کتاب، مقدمه سند، توضیحات، مقدمات، امتحان مقدماتی، شروع، ابتدا، مبداء، حد اعلی و منتا درجه رل نمایش، سردفتر، اول هر چیزی، جلو، قسمت جلو، قبل، نشان پیش، اعلام قبلی، سر، وضع مقدماتی ابتدایی، حالت نخستین، نادانئی، القاء، استقراء، استنتاج، قیاس، قیاس کل از جزء، رساله مقدماتی، مقدمه سخنرانی، دوره مقدمتی، نخستین قسمت درام قدیم رومی، راهنما

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری