شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

momken
possible  |

ممکن

معنی: ممکن . [ م ُ م َک ْ ک َ ] (ع ص ) برقرار و پابرجا و ثابت و قایم . (ناظم الاطباء). قایم و پابرجا کرده شده . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) : تو که بونصری باید که اندیشه ٔ کار من بداری همچنانکه داشتی با آنکه تو هم ممکن نخواهی بودن در شغل خویشتن . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 79).
آن پادشا نشان که ز تمکین کلک اوست
هر پادشا که بر سر ملکی ممکن است .
انوری .
کارش از آن درگذشت و به مرتبتی والاتر ممکن شد. (گلستان ). || دارای قدرت و شوکت و عزت معزز و محترم : رافعبن لیث بن نصربن سیار که از دست علی عیسی امیر بود به ماوراءالنهر عاصی شد و بسیار از ممکنان از مروسوی وی رفتند. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص 421).
شدستم ز انده گیتی مسلم
چو گشتم ز انده عزلت ممکن .
خاقانی .
چون ز آستان سلطان بازآمدی ممکن
در بارگاه خاقان امکان تازه بینی .
خاقانی .
فقر است پیر مائده افکن که نفس را
بر آستان پیر ممکن درآورم .
خاقانی .
اخیار ممتحن و خوار و اشرار ممکن و در کار. (جهانگشای جوینی ). برادرش اثیرالملک ... بعد از قتل برادرش تا در قید حیات بود ممکن و محترم بود. (نقض الفضائح ص 88).
... ادامه
488 | 0
مترادف: 1-امكان پذير، شدني، صورت پذير، محتمل، مقدور، ميسر، ميسور
متضاد: 1- غيرممكن 2- واجب
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی، مقابلِ محال]
مختصات: (مُ کِ) [ ع . ] (ص .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: momken
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 150
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
possible | feasible , conceivable , thinkable
ترکی
olası
فرانسوی
possible
آلمانی
möglich
اسپانیایی
posible
ایتالیایی
possibile
عربی
ممكن | محتمل , مستطاع , معقول , جائز حدوثه
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "ممکن" در زبان فارسی به معنای "قابل وقوع" یا "قابل انجام" است و در جمله‌های مختلف به کار می‌رود. در زیر به برخی نکات نگارشی و قواعد استفاده از این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. استفاده در جملات:

    • "ممکن است باران بیفتد." (در این جمله برای بیان احتمال وقوع باران استفاده شده است.)
    • "این کار ممکن نیست." (در این جمله بیان می‌کند که انجام کار ناممکن است.)
  2. قواعد نحوی:

    • "ممکن" می‌تواند به عنوان صفت به کار رود: "این تصمیم ممکن بود."
    • همچنین می‌تواند در ترکیب‌ها و عبارات مختلف مثل "احتمال ممکن" و "ممکن است" استفاده شود.
  3. حالت‌های مختلف و تنوع معنایی:

    • ممکن است + فعل: "ممکن است فردا برف بیافتد."
    • ممکن است + اسم: "این کار یک راه ممکن است."
  4. نکات نگارشی:

    • کلمه "ممکن" معمولاً با حروف کوچک در وسط جمله نوشته می‌شود.
    • اگر "ممکن" در ابتدای جمله بیاید، با حرف بزرگ نوشته می‌شود: "ممکن است که این پروژه موفق شود."
  5. همنشینی:
    • "ممکن" می‌تواند با واژگان دیگری مانند "نیست"، "است"، "شود" و ... ترکیب شود.

با رعایت این نکات و قواعد، می‌توانید از کلمه "ممکن" به درستی و به طرز مؤثری در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. ممکن است باران در روزهای آینده ببارد و هوای شهر را تغییر دهد.
  2. اگر به خوبی مطالعه کنی، ممکن است در امتحان نمره خوبی بگیری.
  3. او همیشه به من می‌گوید که هیچ چیزی در زندگی غیر ممکن نیست.

واژگان مرتبط: امکان پذیر، میسر، شدنی، عملی، تصور کردنی، فکر کردنی، اندیشه پذیر، قابل فکر

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری