جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: نما. [ ن ُ / ن ِ / ن َ ] (اِ) صورت ظاهر. (فرهنگ فارسی معین ). آنچه در معرض دید و برابر چشم است : بسی فربه نماید آنکه دارد نمای فربهی از نوع آماس . سنائی . سرمه ٔ بیننده چو نرگس نماش سوسن افعی چو زمرد گیاش . نظامی . || نشان .نمودار. مظهر : چون فضل ربیعی نه که چون فصل ربیعی کز جود طبیعی همه تن لطف و نمائی . خاقانی . || در اصطلاح بنایان ، نمای بنا و عمارت .آنچه از بیرون سوی دیده شود. (از یادداشت مؤلف ). منظره ٔ خارجی بنا و عمارت . (فرهنگ فارسی معین ). || (نف مرخم ) به صورت مزید مؤخر و نیز در ترکیب بدین معانی آید: 1- به معنی نماینده و نشان دهنده : آب نما. بادنما. پانما. جهان نما. چهره نما. خودنما. دندان نما. دورنما. راهنما. رونما. سراپانما. صواب نما. قبله نما. قدرت نما. قطب نما. گاه نما. گنبدنما. گندم نما. گیتی نما. معجزنما. مکارم نما. هنرنما. 2- به معنی کننده : استم نما. داوری نما. 3- به معنی شکل و منظره : بدنما.خوش نما. 4- مخفف نموده است : خواب نما. (یادداشت مؤلف ). انگشت نما. دست نما. شب نما. 5- به معنی شبیه و مانند: ابرنما. اهل نما. دوست نما. سنگ نما. لعل نما. 1- ظاهر، نمود
2- شاخص
3- جبهه، منظره
4- رويش، نمو
5- توان، قوه facing, view, front, exponent, face, superficies, diagram, surface, index, hue, visage, air مواجهة، مقابل، تخريج، طلاء، تلبيس، غطاء، دوران، تواجه görüş voir sicht vista visualizzazione روکش، رویه، نظر، دید، نظریه، عقیده، جلو، پیش، جبهه جنگ، صف پیش، نماینده، چهره، صورت، رو، وجه، قیافه، روکار، سطح، جدول، طرح، شکل هندسی، خط هندسی، تراز، بیرون، فهرست، نمایه، سبابه، فهرست راهنما، رنگ، شکل، فریاد، چرده، تصویر، رخسار، منظر، سیما، رخ، هوا، باد، جریان هوا، فضا، نسیم
کلمه "نما" در زبان فارسی میتواند معانی و کاربردهای مختلفی داشته باشد و بر حسب بافت، به اشکال مختلفی استفاده میشود. در زیر به چند قاعده و نکته نگارشی مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
معانی و کاربردها
نما به معنای منظر و تصویر: این کلمه در معانی مختلفی از جمله دید، منظر، و تصویر به کار میرود.
مثال: «نماهای زیبا از کوهها»
نما به معنای نمایشی یا ظاهری: در برخی زمینهها، مانند تئاتر یا سینما، کلمه "نما" برای اشاره به نمایش یا صحنهها به کار میرود.
مثال: «این نمایش دارای نماهای جذابی بود.»
نما به معنای ساختمانها: در معماری، این کلمه به نمای بیرونی ساختمانها اشاره دارد.
مثال: «نماي ساختمان بهخوبی طراحی شده است.»
نکات نگارشی
استفاده از علامت نگارشی: در جملاتی که کلمه "نما" به عنوان اسم یا صفت به کار میرود، به جای استفاده از علامتهای اضافی، میتوانید به سادگی جمله را بیان کنید.
مثال: «نماي شهر در غروب فوقالعاده است.»
جمعسازی: هنگامی که از "نما" به صورت جمع استفاده میکنید، میتوانید به شکل "نماها" به آن اشاره کنید.
مثال: «نماها و زیباییهای مختلف شهر را میتوان دید.»
زبان محاوره و ادبیات: در استفادههای رسمی و ادبی، توجه کنید که کلمه "نما" به خوبی با سایر کلمات هماهنگ شود و از جملات ساده و روشن استفاده نمایید.
تحریر با دقت: از واژه "نما" در متون رسمی و علمی مطمئن شوید که موضوع و مفهوم جملات به خوبی منتقل شود و از ایجاد ابهام جلوگیری شود.
نتیجهگیری
کلمه "نما" به خودی خود کلمهای چندمعنا و قابل انعطاف است که بسته به بافت جمله، معانی متفاوتی پیدا میکند. در استفاده از این کلمه، توجه به معانی و قواعد نگارشی کمک میکند تا ارتباطات بهتری برقرار شود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
نمای ساختمان جدید در مرکز شهر بسیار زیبا و مدرن طراحی شده است.
در این فصل، رنگهای طبیعت تغییر کرده و نمای باغ بیشتر از همیشه دیدنی شده است.
هنرمند با استفاده از رنگهای گرم، نمای تابستان را در این نقاشی به تصویر کشیده است.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر