شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

no(e)mov[v]
development  |

نمو

معنی: نمو. [ ن ُ م ُوو ] (ع مص ) بالیدن . (غیاث اللغات ). افزون شدن . گوالیدن . (ناظم الاطباء). زیاد شدن . بسیار شدن . (از اقرب الموارد). بالا کردن . رستن . برآمدن . (یادداشت مؤلف ). || افزون گردیدن سیاهی یا سرخی خضاب . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || نسبت کردن حدیث را به کسی . (از منتهی الارب ) . برداشتن واسناد کردن حدیث به کسی . (از اقرب الموارد). || (اِمص ) افزایش . (غیاث اللغات ). افزونی . (دهار). بالش . رویائی . رویش . گوالش . مقابل ذبول . (یادداشت مؤلف ) : نمو زرع و برکت ریع به قرار معهود بازرفت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 331). || (اصطلاح فلسفه ) در فلسفه ، نمو عبارت از ازدیاد حجم اجزای اصلی جسم است به واسطه ٔ آنچه منضم و داخل در آن می شود به نحوی که طبیعت جسم مقتضی آن است ، و یا عبارت از حرکت جسم است به طرف کمال نشو در نوع . بنابراین در نمو آنچه متحرک است ابتداء نوع است و حرکت در صورت شکلیه است . شیخ الرئیس گوید: حرکت در مراتب نمو موجب بطلان کلی صورت قبلی نمی شود، بلکه چیزی باطل شده و چیزی دیگر حادث ، و چیزی از آن باقی می ماند. آنچه باقی می ماند صورت نوعیه است و آنچه حادث می شود صورت شکلیه است . پس مرحله ٔ دوم مجموعه ای است از مرحله ٔ اول و آنچه اضافه می شود و نوع شی ٔ همواره باقی است . (از فرهنگ علوم عقلی ص 603). و رجوع به شفا ج 1 ص 207 و مقولات ارسطو ص 118 شود. || (اصطلاح ریاضیات ) در ریاضیات ، تفاضل بین دو مقدار یک متغیر را نمو آن گویند. (فرهنگ فارسی معین ).
... ادامه
533 | 0
مترادف: 1- رشد، رويش، نشو، نما 2- بالش
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [عربی: نموّ]
مختصات: (نُ مُ وّ) [ ع . ] (اِمص .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: nemovv
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 96
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
development | evolvement , nemo
ترکی
nemo
فرانسوی
némo
آلمانی
nemo
اسپانیایی
nemo
ایتالیایی
nemo
عربی
تنمية | تطوير , تطور , نمو , إنماء , نشوء , تقدم , استثمار , تحميض , التطور و التنمية , رقى تقدم
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "نمو" در زبان فارسی به معنای رشد و توسعه است و چند نکته نگارشی و قواعدی مرتبط با آن وجود دارد:

  1. نوشتار صحیح: "نمو" با حروف «ن»، «م» و «و» نوشته می‌شود و به همین صورت باید در جملات به کار رود.

  2. معنی و کاربرد: این واژه معمولاً به معنای رشد، پیشرفت یا گسترش در زمینه‌های مختلف مانند علم، اقتصاد، و زیست‌شناسی استفاده می‌شود.

  3. جمع‌سازی: کلمه "نمو" می‌تواند به صورت "نموها" جمع بسته شود، مثلاً در موضوعاتی که به انواع مختلف رشد یا توسعه اشاره دارد.

  4. کاربرد در جملات: به عنوان مثال:

    • "نمو اقتصادی کشور در سال گذشته بهبود یافته است."
    • "علمای زیست‌شناسی به مطالعه نمو گیاهان می‌پردازند."
  5. نکات نگارشی:
    • استفاده از "نمو" در جملات باید با دقت و در مکان مناسب انجام گیرد.
    • در هنگام نوشتن، از علامت نگارشی مناسب استفاده شود، به ویژه هنگام استفاده در متن‌های علمی یا رسمی.

اگر سوال خاصی در مورد کاربرد یا استفاده از این کلمه دارید، لطفاً بفرمایید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. نمو گیاهان در خاک‌های غنی و مرطوب به خوبی انجام می‌شود.
  2. تغییرات اقلیمی تأثیر زیادی بر روی نمو گونه‌های جانوری دارد.
  3. مطالعات نشان می‌دهد که تغذیه مناسب، نقش مهمی در نمو کودکان ایفا می‌کند.

واژگان مرتبط: توسعه، پیشرفت، ایجاد، بسط، سیر تکاملی، استنتاج، گشایش

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری