جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: نوبهار. [ ن َ / نُو ب َ ] (اِ مرکب )بهار نو. (انجمن آرا). ربیع. فصل بهار. (ناظم الاطباء). آغاز فصل بهار. فصل بهار. (فرهنگ فارسی معین ). فصلی است از فصول اربعه . (از برهان قاطع) : چون لطیف آمد به گاه نوبهار بانگ رود و بانگ کبک و بانگ تز. رودکی . آمد این نوبهار توبه شکن پرنیان گشت باغ و برزن و کوی . رودکی . همی نوبهار آیدو تیرماه جهان گاه برنا بود گاه زر. دقیقی . آمد آن نوبهار توبه شکن باز برگشت سوی توبه ٔ من . فرخی . تاابر نوبهار مهی را مطر بود تا در زمین و روی زمی بر نفر بود. منوچهری . از ابر نوبهار چو باران فروچکید چندین هزار لاله ز خارابرون دمید. منوچهری . برچِد بنفشه دامن و از خاک برنوشت چون بادنوبهار بر او دوش برگذشت . منوچهری . گهی نوبهار آید و گاه تیر جوان است گیتی گه و گاه پیر. اسدی . آورد نوبهار بتان را و هیچ بت مانند تو به خوبی در نوبهار نیست . مسعودسعد. تو بهاری و تیر حاسد تو تو به از وی چو نوبهار از تیر. سوزنی . سبزه به عالم به نوبهار برآید بر لب او سبزه بی بهار برآمد. سوزنی . قرارم شد ز هفت اندام کو هر هفت ناکرده ز هفتم پرده رخ بنمود گوئی نوبهار است این . خاقانی . بسا محنت که دولت آخر اوست که دی مه را نتیجه نوبهار است . خاقانی . جام می چون لوح طفلان سرخ و زرد نوبهاری با خزان آمیخته . خاقانی . گلزار جوانیت به هنگام نوبهار فترت پذیرفته . (سندبادنامه ص 189). همه فصلش چو خرم نوبهار است مقام عشرت و جای شکار است . نظامی . این بوی نه بوی نوبهار است بوی سر زلف آن نگار است . نظامی . نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی . حافظ. خوش نازکانه می چمی ای شاخ نوبهار کآشفتگی مبادت از آشوب باد دی . حافظ. چه جورها که کشیدند بلبلان از دی به بوی آنکه دگر نوبهار بازآید. حافظ. || کنایه از محبوب و معشوق زیباروی : فرودآمد از تخت سام سوار به پرده درآمد سوی نوبهار. فردوسی . چو آگه شد از عمه ٔ شهریار کجا نوشه بُد نام آن نوبهار. فردوسی . || سبزه ٔ نورسته : در این باغ اگر نوبهاری بود ز باد خزانش غباری بود. فردوسی . چریده گاو گیلی در کنارش گهی آبش خورد گه نوبهارش . فخرالدین اسعد. به دستی گلی داشتی آبدار به دست دگر دسته ای نوبهار. شمسی (یوسف و زلیخا). ز هر شاخی شکفته نوبهاری گرفته هر گلی بر کف نثاری . نظامی . || قسمی گل . (یادداشت مؤلف ) : نوبهار از غنچه بیرون شد به یک تو پیرهن بیدمشک انداخت تا دیگر زمستان پوستین . سعدی . || آتشکده . (جهانگیری ) (رشیدی ). بتخانه . (جهانگیری ) (برهان قاطع) (رشیدی ). بتکده .(جهانگیری ). بهار. (رشیدی ). رجوع به بهار و نیز رجوع به نوبهار (اِخ ) شود. || نام ماه دوم است از سال ملکی . (جهانگیری ) (برهان قاطع). new spring ربيع جديد yeni bahar nouveau printemps neuer frühling nueva primavera nuova primavera
کلمه "نوبهار" ترکیبی از دو جزء "نو" و "بهار" است و به معنای بهار جدید یا نو میباشد. در نگارش و استفاده از این کلمه، رعایت چند نکته قواعدی و نگارشی اهمیت دارد:
القا و املاء: "نوبهار" یک کلمهی مرکب است و باید به صورت پیوسته نوشته شود.
جایگاه در جمله: این کلمه میتواند به عنوان اسم، صفت یا استعاره در جملات مختلف استفاده شود. باید توجه داشته باشید که معنای آن ممکن است بسته به سیاق جملات متفاوت باشد.
علامت گذاری: در صورت نیاز به تأکید یا تفکیک، میتوانید از ویرگول یا نشانههای نگارشی دیگر استفاده کنید. اما به طور کلی، در نوشتههای ساده نیازی به علامتگذاری خاص اطراف این کلمه نیست.
قافیه و وزن: اگر در شعر یا ادبیات از این کلمه استفاده میکنید، به وزن و قافیه توجه کنید تا تناسب کلمات حفظ شود.
استفاده استعاری: "نوبهار" میتواند به شکل استعاری برای اشاره به شروعهای جدید یا تغییرات مثبت نیز به کار رود، بنابراین در نگارش متنی ادبی، این بُعد معنایی میتواند مورد توجه قرار گیرد.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "نوبهار" به شیوهای درست و مؤثر استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
نوبهار فصل نویدبخش زندگی و شکوفایی طبیعت است.
در نوبهار، درختان پر از گل میشوند و بوی خوش گلها هوای تازه را معطر میکند.
نوبهار فرصتی است برای شروعی دوباره و تغییرات مثبت در زندگی ما.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر