جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: یاری . (اِخ ) در مجالس النفائس ذیل بهشت هشتم روضه ٔ دوم «ذکر احوال و اشعار سلطان سلیم خان و شعرای معاصر او که تا سنه ٔ 829 حیات داشته اند» آرد: مولانا یاری ، یاری است که هرگز ازو غباری بر دل یاری ننشسته و پیوند یاری باری از او نگسسته و این مطلع ازوست : بی خبر بودم زدی سنگ جفا ناگه مرا از برای دیدن خود ساختی آگه مرا. (مجالس النفائس ص 404). 1- اعانت، امداد، حمايت، خلط، دستگيري، رفاقت، عون، غوث، كمك، مدد، مساعدت، مظاهرت، معاضدت، معاونت، هم دستي، همراهي، ياوري
2- دوستي، مصادقت help, helping, aid, succor, adjutancy, companionship, service, synergy, succour مساعدة، مساعد، نجدة، معاون، خادمة، مصدر عون، حصة من الطعام، خدمات، ساعد، مد، عاون، عزز، نقذ، قوى، ساعد شخص على النزول، ناصر، يساعد yardım aide helfen ayuda aiuto کمک، نوکر، مزدور، یک وعده یا پرس خوراک، حمایت، یاور، مدد کار، موجب کمک، کمک برای رهایی از پریشانی، اجودانی، معینی، همراهی، مصاحبت، پهلو نشینی، سرویس، خدمت، کار، لوازم، استخدام، همکاری، اشتراک مساعی، هم نیروزایی، کار توام، یار
help|helping , aid , succor , adjutancy , companionship , service , synergy , succour
ترکی
yardım
فرانسوی
aide
آلمانی
helfen
اسپانیایی
ayuda
ایتالیایی
aiuto
عربی
مساعدة|مساعد , نجدة , معاون , خادمة , مصدر عون , حصة من الطعام , خدمات , ساعد , مد , عاون , عزز , نقذ , قوى , ساعد شخص على النزول , ناصر , يساعد
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "یاری" در زبان فارسی به معنی کمک و یاری رساندن است و در نوشتار متنی و ادبیات فارسی کاربردهای مختلفی دارد. در اینجا برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با کلمه "یاری" را بررسی میکنیم:
املا: کلمه "یاری" به همین شکل نوشته میشود و باید توجه داشت که از کلمات همخانواده آن مانند "یار" و "یارانه" نیز باید برای مشخص شدن معنا استفاده کرد.
صرف و نحو: "یاری" به عنوان اسم است و ممکن است در جملات به عنوان فاعل، مفعول یا مضافالیه به کار رود. مثال:
او در یاری به دیگران همیشه کوشاست. (فاعل)
نیاز به یاری داریم. (مفعول)
نحو و وابستگیها: کلمه "یاری" میتواند با پیشوندها و پسوندهای مختلف ترکیب شود. مثلاً:
یاری رسان (معنای کمک کننده)
یاریدهنده (فردی که یاری میدهد)
نکات نگارشی: در نوشتار، بهتر است از "یاری" در متنهای رسمی و جدی استفاده شود. این واژه در اشعار و نثر ادبی به صورت خاصی به کار میرود و بار معنایی مثبتی دارد.
شکلهای دیگر: کلمه "یار" نیز به عنوان یک شکل دیگر از این واژه به کار میرود که به فردی که یاری میکند یا دوست نزدیک اشاره دارد.
بهطور کلی، کلمه "یاری" یکی از واژگان مهم و پرکاربرد در زبان فارسی است که در متنهای مختلف با سبکها و معانی مختلف مورد استفاده قرار میگیرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در مواقع سخت، دوستان واقعی همیشه برای یاری شما در کنار شما خواهند بود.
برای موفق شدن در زندگی، نیاز به یاری و همکاری دیگران داریم.
او با یاری دانشآموزانش، توانست به آنها در گذراندن امتحانات کمک کند.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: کمک، نوکر، مزدور، یک وعده یا پرس خوراک، حمایت، یاور، مدد کار، موجب کمک، کمک برای رهایی از پریشانی، اجودانی، معینی، همراهی، مصاحبت، پهلو نشینی، سرویس، خدمت، کار، لوازم، استخدام، همکاری، اشتراک مساعی، هم نیروزایی، کار توام، یار