شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

yaqmā
booty  |

یغما

معنی: یغما. [ ی َ ] (اِخ ) نام شهری در ترکستان که مردمان خوشگل و صاحب حسن دارد. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جهانگیری ) (از آنندراج ) (از غیاث ) (از برهان ). نام شهری که خوبان بسیار از آنجا خیزند. شهری حسن خیز بود در ترکستان ، و مردم آن به تاراج و غارت همه چیز و از جمله خوان مشهور شده اند نزد شعرا: بت یغمایی . بتان یغما. خوبان یغما. (یادداشت مؤلف ) : مشرق وی ناحیت تغزغز و جنوب وی رود خولندغون است که اندر رود کپی افتد و مغرب وی حدود خلخ است . و این ناحیتی است که در وی کشت و برز نیست مگر اندک و از وی مویهای بسیار خیزد و اندر او صیدهای بسیار است و خواسته های ایشان اسب است و گوسپند و اندر او دههاست اندکی ، چون برتوج و خیر مکی . و کاشغر برسرحد است میان یغما و تبت و خرخیز و چین و کوه اغراج ارت اندر میان ناحیت یغما برود. (از حدودالعالم ).
میان مجلس شادی می روشن ستان دایم
گه از دست بت خلخ گه از دست بت یغما.
فرخی .
الا رفیقا تا کی مرا شفا و دعا
گهی مرا غم یغما گهی بلای یلاق .
زینبی .
چو تو نگار دل افروز نیست در خلخ
چو تو سوار سرافراز نیست در یغما.
امیرمعزی .
بزم تو افروخته به شمسه ٔ خلخ
رزم تو آراسته به دلبر یغما.
امیرمعزی .
آراسته سپاهت و افروخته مصافت
از دلبران خلخ وز نیکوان یغما.
امیرمعزی .
ای شاه غلامان تو دارند به اقطاع
چین و ختن و کاشغر و خلخ و یغما.
امیرمعزی .
ای آفتاب یغما ای خلخی نژاده
هم ترک ماهرویی هم حور ماهزاده .
امیرمعزی .
بر طارم هوای دل خود نشاط کن
با مهوشی که قبله ٔ یغماو طارم است .
سوزنی .
همچو از خورشید مشرق سایه دامن درکشد
دامن از من درکشید آن ماه یغما و ختن .
سوزنی .
کیخسرو هدی که غلامانْش را خراج
طمغاج خان به تبت و یغما برافکند.
خاقانی .
لاف آن روح توان زد که به چارم فلک است
نی از آن روح که در تبت و یغما بینند.
خاقانی .
ای تاج گردون گاه تو مهدی دل آگاه تو
یک بنده ٔ درگاه تو صد چین و یغما داشته .
خاقانی .
چو خاتون یغما به خلخال زر
ز خرگاه خلخ برآورد سر
جهانی چو هندو به دودافکنی
چو یغماو خلخ شد از روشنی .
نظامی .
ز کوس شهنشه برآمد خروش
به یغما و خلخ درافتاد جوش .
نظامی .
به یغما و چین زآن نیارم نشست
که یغمایی و چینی آرم به دست .
نظامی .
نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی
چو دل به عشق دهی دلبران یغما را.
سعدی .
- یغمابگ ترکستان ؛ کنایه از امیر و توسعاً خوبرویان شهر یغما در ترکستان :
یغمابگ ترکستان بر زنگ برد لشکر
در حلقه ٔ بیخویشی بگریز هلا زوتر.
مولوی .
... ادامه
744 | 0
مترادف: تاراج، تالان، چپاول، غارت، غنيمت، نهب
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [ترکی]
مختصات: (یَ) [ تر. ] (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: yaqmA
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1051
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
booty | pillage , plunder , spoil , ravage , despoliation , sack
ترکی
ganimet
فرانسوی
butin
آلمانی
beute
اسپانیایی
botín
ایتالیایی
bottino
عربی
غنيمة | كسب عظيم
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "یغما" در زبان فارسی به معنای غارت و چپاول است و در قالب‌های مختلفی در ادبیات و زبان گفتاری مورد استفاده قرار می‌گیرد. در زیر به برخی از نکات دستوری و نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره می‌شود:

  1. نحوه نوشتن: این کلمه به‌صورت "یغما" نوشته می‌شود و در دیکشنری‌های فارسی به‌عنوان یک اسم آمده است.

  2. نوع کلمه: "یغما" یک اسم است و معمولاً به مفاهیمی چون غارت، چپاول یا تصرف غیرقانونی اشاره دارد.

  3. مفرد و جمع: "یغما" به‌صورت مفرد استفاده می‌شود و شکل جمع آن به‌طور معمول نیازی به استفاده ندارد، اما می‌توان در بعضی متون از "یغماها" استفاده کرد.

  4. استفاده در جملات:

    • مثال: "دست جانیان در یغمای اموال مردم دراز شد."
    • در اشعار نیز ممکن است با معانی خاصی به‌کار برود.
  5. نکات نگارشی:

    • هنگام استفاده از "یغما" در جملات، توجه کنید کهcoma (ویرگول) و نحوه چیدمان کلمات به جریان منطقی جمله کمک کند.
    • این کلمه ممکن است در متون ادبی و شاعرانه بیشتر به‌کار برود، لذا تناسب با محتوای متن مهم است.
  6. مترادف‌ها: ممکن است با کلماتی مانند "غارت"، "چپاول"، "ربایش" و ... نیز استفاده شود.

با رعایت این نکات، می‌توانید در نگارش‌های خود از کلمه "یغما" به نحو صحیح و موثری استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در دل شب، یغما به آرامی بر زمین افتاد و ستارگان را در آغوش گرفت.
  2. او در شعرهایش به یغما رفتن عشق را به زیبایی توصیف کرده است.
  3. داستان‌های کهن درباره‌ی یغما و دزدان دریایی پر از ماجراهای هیجان‌انگیز است.

واژگان مرتبط: غنیمت جنگی، غارتگری، غنیمت، فساد، تباهی، سودباداورده، تاخت و تاز، ویرانی، گونی، کیسه، ساک، جوال

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری