شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

yam[m]
yam  |

یم

معنی: یم . [ ی َم م ] (ع اِ) دریا و در استعمال فارسی به تخفیف آید. (از آنندراج ). دریا و دریای بی نهایت عمیق . (ناظم الاطباء). دریا. (ترجمان القرآن جرجانی ص 108). بحر. یَمَم . ج ، یُموم . (یادداشت مؤلف ). دریا. ج ، یموم ، ایمام . (مهذب الاسماء). دریایی که ساحل آن دیده نشود. (ناظم الاطباء) (از معجم البلدان ). دریایی که ژرفای آن دانسته نشود، به عربی بحر است ، و یم نام سریانی آن است و برخی گویند هر دریا و آب جمعشده را گویند. (از الجماهر ص 140). به لغت سریانی دریاست . (از المعرب جوالیقی ص 355). خلیل درباره ٔ یم گفته است که دریایی است که ژرفا وکرانه های آن دریافت نشود و در اینکه یم به معنی دریاست اختلافی نیست و این کلمه به زبان سریانی بر دریا اطلاق می شود. ولی در تنزیل (قرآن ) برخلاف نظر خلیل بر هر آب محتملاً اطلاق شده است : «فأخذناه و جنوده فنبذناهم فی الیم » (قرآن 40/28)؛ فراگرفتیم او را و سپاه او را کشتیم ایشان را در دریا. (کشف الاسرار). و غرق فرعون در دریای احمر روی داد که اکنون در شهر قلزم است ... و عبرانیان آن را بحر سوف یا بردی می نامند... و باز در قرآن کریم آمده است : «فاذا خفت علیه فألقیه فی الیم » (قرآن 7/28)؛ چون بر او ترسی او را بر دریاافکن . (کشف الاسرار). و این ناگزیر یا رود نیل و یا یکی از شعب آن است که به عین شمس مستقر فرعون منتهی می شود... ابوریحان با دلایل دیگر از قرآن کریم ثابت می کند که «یم » آنچنان دریایی نیست که خلیل وصف کرده است . رجوع به الجماهر صص 140-141 شود. صاحب تاج العروس آرد: در صحاح و روایت زجاج به معنی مطلق دریاست و لیث افزوده است : دریایی که قعر و سواحل آن درک نشود و بعضی آن را به معنی لجه ٔ دریا گفته اند و ازهری گوید یم را بر دریایی که آب آن شور و تلخ باشد اطلاق کنند و هم آن را به معنی رود بزرگی که آب آن شیرین باشد نیز به کار برند: «و أمرت أم موسی حین ولدته و خافت علیه فرعون أن تجعله فی تابوت ثم تقذفه فی الیم ». آن رود نیل در مصر است که آب آن شیرین است و خدای عزوجل فرماید: «فلیلقه الیم بالساحل ». (قرآن 39/20). و برای آن ساحلی قائل شده و همه ٔ اینها دلیل بر بطلان گفتار لیث است که آن را دریایی بی ساحل می داند و گوید به قعر آن نرسند. یم تثنیه و جمع مکسر و جمع سالم نداردو برخی پندارند کلمه ٔ «یم » سریانی است و اصل آن یمابوده سپس آن را به صورت «یم » معرب کرده اند. (از تاج العروس ). || رود بزرگ . (ناظم الاطباء). گاه کلمه ٔ یم بر نیل مصر اطلاق شده است ، زیرا سرزمین مصر دریایی بوده و سپس آب آن به سبب انباشته شدن آن از خاک به زمین فرورفته و هفت شعبه یا نهر به جای مانده واین در کتب اوایل معروف است . (از الجماهر ص 139). || کبوتر دشتی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
... ادامه
841 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (یَ) [ ع . ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 50
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
yam
عربی
بطاطا | ضرب من البطاطا
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "یم" در زبان فارسی به عنوان یکی از پسوندهای صرفی در زبان فارسی به کار می‌رود. این کلمه معمولاً به معنی "من هستم" یا "من دارم" در زمان‌های خاصی از جمله حال است.

نکات نگارشی و قواعدی مربوط به "یم":

  1. استفاده در جملات:

    • "من یم" به معنای "من هستم" نیست و در واقع به کار نمی‌رود. به جای آن، از "من هستم" استفاده می‌شود.
    • در جملات پرسشی و نفی باید از فعل مناسب استفاده کرد. مثلاً "من نیستم" به جای "من یم نیست".
  2. تلفظ:

    • توجه به تلفظ صحیح این کلمه و عدم اشتباه با کلمات دیگر اهمیت دارد.
  3. کتابت و نوشتار:

    • در نوشتار رسمی و ادبی، توجه به کاربرد صحیح افعال و زمان‌ها ضروری است.
  4. مشتقات:
    • "یم" به عنوان بخشی از افعال منسوب به "بودن" در قالب‌های مختلف می‌تواند در جملات استفاده شود. به عنوان مثال، برای بیان حال یا توصیف وضعیت.

مثال‌ها:

  • صحیح: من دانشجو هستم.
  • نادرست: من یم دانشجو.

به طور کلی، "یم" به عنوان یک شکل مستقل در فارسی کاربرد ندارد و باید به فعل "هست" و دیگر افعال صرفی توجه کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. من هر روز به دریا می‌روم و از زیبایی آب یم لذت می‌برم.
  2. در تابستان، یم به قدری گرم می‌شود که می‌توان ساعت‌ها در آن شنا کرد.
  3. امسال، یم در این منطقه به شدت آلوده شده و نیاز به حفاظت بیشتری دارد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری