شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

yam[m]
yam  |

یم

معنی: یم . [ ی َ ] (از ع ، اِ) یَم ّ. دریا. (ناظم الاطباء) :
تا درگه او یابی مگذر به در کس
زیرا که حرام است تیمم به لب یم .
رودکی .
بیشماری همه چون ریگ همی بخشد مال
راستی گویی دارد به یمین اندر یم .
فرخی .
ز بیم ناوک و تیغش همی نیاید خواب
پلنگ را در کوه و نهنگ را در یم .
فرخی .
کف او را نتوان کردن مانند به ابر
دل او را نتوان کردن مانند به یم .
فرخی .
ور تو گویی که دل او چو یم است این غلط است
که در آن ماهی و مار است و در این جود و کرم .
فرخی .
شریعت کان دانش گشت و فرقان چشمه ٔ حکمت
یکی مر زر دین را که ، یکی مر آب دین را یم .
ناصرخسرو.
وان راز کند زمین اعدا
از خون دل و دو دیده شان یم .
ناصرخسرو.
این مرده لاله را که شود زنده
یم سلسبیل و محشر هامون است .
ناصرخسرو.
ای پیش صف لشکر تو پست شده کوه
ای پیش تف خنجر تو خشک شده یم .
امیرمعزی .
کجا ضمیر تو باشد سها نماید ماه
کجا یمین تو باشد شَمَر نماید یم .
امیرمعزی .
درویش را کف تو توانگر کند همی
کز جود داری آن کف گوهرنشان چو یم .
امیرمعزی .
کلک او را چون صدف خوان و یمینش را چو یم
زانکه لؤلؤ در صدف باشد صدف در یم بود.
امیرمعزی .
ملک جم و عمر نوح بادت در بزم تو
کشتی و رسم جبل ، ماهی و مقلوب یم .
خاقانی .
کوه را غرقه کند یک خم زنم
منفذی گر باز دارد سوی یم .
مولوی .
معجزه بحر است و ناقص مرغ خاک
مرغ خاکی رفت در یم شد هلاک .
مولوی .
خاک بی بادی به بالا کی رود
کشتی بی یم روانه کی شود.
مولوی .
ز ابر افکند قطره ای سوی یم
ز صلب آورد نطفه ای در شکم .
سعدی .
فتاد اندر تن خاکی ز ابر بخششت قطره
مدد فرما به فضل خویش تا این قطره یم گردد.
سعدی .
ز ابر با تواگر لاف زد مرنج که ابر
گدای یم بود و در گدا حیا نبود.
سلمان ساوجی .
- پادشاه یم ؛ کرم پادشاهی که کرم وی مانند دریا بی پایان باشد. (ناظم الاطباء).
... ادامه
2964 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (یَ) [ ع . ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 50
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
yam
عربی
بطاطا | ضرب من البطاطا
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "یم" در زبان فارسی به عنوان یکی از پسوندهای صرفی در زبان فارسی به کار می‌رود. این کلمه معمولاً به معنی "من هستم" یا "من دارم" در زمان‌های خاصی از جمله حال است.

نکات نگارشی و قواعدی مربوط به "یم":

  1. استفاده در جملات:

    • "من یم" به معنای "من هستم" نیست و در واقع به کار نمی‌رود. به جای آن، از "من هستم" استفاده می‌شود.
    • در جملات پرسشی و نفی باید از فعل مناسب استفاده کرد. مثلاً "من نیستم" به جای "من یم نیست".
  2. تلفظ:

    • توجه به تلفظ صحیح این کلمه و عدم اشتباه با کلمات دیگر اهمیت دارد.
  3. کتابت و نوشتار:

    • در نوشتار رسمی و ادبی، توجه به کاربرد صحیح افعال و زمان‌ها ضروری است.
  4. مشتقات:
    • "یم" به عنوان بخشی از افعال منسوب به "بودن" در قالب‌های مختلف می‌تواند در جملات استفاده شود. به عنوان مثال، برای بیان حال یا توصیف وضعیت.

مثال‌ها:

  • صحیح: من دانشجو هستم.
  • نادرست: من یم دانشجو.

به طور کلی، "یم" به عنوان یک شکل مستقل در فارسی کاربرد ندارد و باید به فعل "هست" و دیگر افعال صرفی توجه کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. من هر روز به دریا می‌روم و از زیبایی آب یم لذت می‌برم.
  2. در تابستان، یم به قدری گرم می‌شود که می‌توان ساعت‌ها در آن شنا کرد.
  3. امسال، یم در این منطقه به شدت آلوده شده و نیاز به حفاظت بیشتری دارد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری