license
98
4985
100
معنی کلمه خاموش کردن معنی واژه خاموش کردن
معنی:
قطع کردن جریان برق رایانه یا افزاره با کلید یا دستور نرم افزاریمترادف 1- ساكت كردن، بيسروصدا كردن
2- كشتن، فروكشتن، منطفي كردن
3- قطع كردن (جريانبرق)
4- خفه كردن، سركوب كردن
5- فرونشاندن، آرام كردنانگلیسی silence, put out, extinguish, stifle, out, smother, snub, quench, slake, dumb, hush, muffle, make silent, stanch, suffocate, snub out, turn offعربی الصمت، صمت، سكوت، هدوء، استراحة، أسكت، خرس، عانى في صمت، صمت لمدة دقيقةمرتبط ساکت کردن، ارام کردن، خفه کردن، تهیه کردن، بر انگیختن، تقلا کردن، ایجاد کردن، اشفته کردن، فرو نشاندن، کشتن، منقرض کردن، رفتن، قطع کردن، اخراج شدن، فاش شدن، اخراج کردن، خفه شدن، در دل نگاه داشتن، سرزنش کردن، نوک کسی را چیدن سربالا، اطفا، دفع کردن، کاهش یافتن، کاهش، معتدل شدن، فرو نشستن، لال کردن، صدا در نیاوردن، مخفی نگاه داشتن، ارام شدن، ارامش دادن، چشم بستن، پیچیدن، دم دهان کسی را گرفتن، بند اوردن، جلو خونریزی را گرفتن، ساکت شدن
مترادف:
1- ساكت كردن، بيسروصدا كردن
2- كشتن، فروكشتن، منطفي كردن
3- قطع كردن (جريانبرق)
4- خفه كردن، سركوب كردن
5- فرونشاندن، آرام كردن
آواشناسی:
منبع:
واژههای مصوّب فرهنگستان
معادل ابجد:
1221
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
silence | put out , extinguish , stifle , out , smother , snub , quench , slake , dumb , hush , muffle , make silent , stanch , suffocate , snub out , turn off
عربی
الصمت | صمت , سكوت , هدوء , استراحة , أسكت , خرس , عانى في صمت , صمت لمدة دقيقة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)کلمه "خاموش کردن" به عنوان یک فعل مرکب در زبان فارسی به کار میرود. برای نوشتن و استفاده درست از این کلمه، چند نکتهی نگارشی و قواعد مربوطه وجود دارد:
ترکیب فعل : "خاموش" صفت و "کردن" فعل اصلی است. این ترکیب به معانی مختلفی از جمله از بین بردن نور یا صدا اشاره دارد.
استفاده در جملات : معمولاً این کلمه به عنوان فعل حرکتی در جملات استفاده میشود. مثلاً:
من تلویزیون را خاموش کردم.
لطفاً چراغ را خاموش کن.
زمانها : "خاموش کردن" میتواند در زمانهای مختلف صرف شود. به عنوان مثال:
فعل حال: "خاموش میکنم"
فعل گذشته: "خاموش کردم"
فعل آینده: "خاموش خواهم کرد"
قوانین عمومی نگارش : در نگارش متنی که شامل این کلمه است، باید به قواعد عمومی نگارش توجه کرد، از جمله:
رعایت علائم نگارشی (مانند نقطه، ویرگول و ...)
استفاده درست از حروف بزرگ و کوچک
عدم تکرار بیمورد لغات و داشتن انسجام در جملات
این نکات به درک بهتر و استفاده صحیح از کلمه "خاموش کردن" کمک میکند.
واژههای مصوّب فرهنگستان واژگان مرتبط: ساکت کردن، ارام کردن، خفه کردن، تهیه کردن، بر انگیختن، تقلا کردن، ایجاد کردن، اشفته کردن، فرو نشاندن، کشتن، منقرض کردن، رفتن، قطع کردن، اخراج شدن، فاش شدن، اخراج کردن، خفه شدن، در دل نگاه داشتن، سرزنش کردن، نوک کسی را چیدن سربالا، اطفا، دفع کردن، کاهش یافتن، کاهش، معتدل شدن، فرو نشستن، لال کردن، صدا در نیاوردن، مخفی نگاه داشتن، ارام شدن، ارامش دادن، چشم بستن، پیچیدن، دم دهان کسی را گرفتن، بند اوردن، جلو خونریزی را گرفتن، ساکت شدن