جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: -1 جلو رفتن حرکت کردن بسوي مقابل مقابل پس رفتن : اين همه نيش ميخورد سعدي و پيش ميرود خون برود درين ميان گر تو تويي و من منم . (سعدي) -2 ترقي کردن ارتقا ء . -3 بحضور کسي رفتن بخدمت بزرگي شدن : تو خداوند را از آمدن من آگاه کن اگر راه باشد بفرمايد تا پيش روم . يا پيش رفتن از کسي . جلوتر رفتن از وي سبقت گرفتن بر او زان دو قدم کز دو جهان پيش رفت گر چه پس آمد ز همه پيش رفت . (امير خسرو) يا پيش رفتن با(بر) کسي . غلبه داشتن بر او تفوق و برتري داشتن : زورت از پيش ميرود با ما با خداوند غيب دان نرود. (سعدي) يا پيش رفتن حرف (سخن) . مورد قبول واقع شدن آن : تاثيرخ پيش يار دگر آبرو مريز ميرفت پيش حرف تو اکنون نميرودخ (تاثير لغ.) يا پيش رفتن کاري . بخوبي انجام شدن آن . يا پيش رفتن کسي را. باستقبال او رفتن وي را استقبال کردن :امير گوزکانان ... از جيحون بگذشت و بنزديک اميراسمعيل آمد ببخارا. امير شاد شد و وي را پيش رفت با سپاه و بااعزاز و اکرام ببخارا در آورد. go forward, jut, proceed, precess, advance, antecede, butt, forego, gain, get by, get on, progress, set on, make way, go ahead المضي قدما پیشرفت کردن، پیشرفتگی داشتن، اقدام کردن، رهسپار شدن، حرکت کردن، پرداختن به، ناشی شدن از، جلو افتادن، پیش بردن، جلو بردن، اقامه کردن، جلو رفتن، ترقی دادن، سابق یا اسبق بودن، برتری جستن، جلوترامدن، ضربه زدن، شاخ زدن، نزدیک یا متصل شدن، مقدم بودن بر، پیش از چیزی واقع شدن، رسیدن، سود بردن، نائل شدن، بدست اوردن، پیدا کردن، کار کردن، موفق شدن، گذران کردن، گذراندن، تحریک کردن به، حمله کردن
go forward|jut , proceed , precess , advance , antecede , butt , forego , gain , get by , get on , progress , set on , make way , go ahead
عربی
المضي قدما
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "پیش رفتن" به معنای حرکت به جلو یا پیشرفت کردن است و به عنوان یک فعل مورد استفاده قرار میگیرد. در زیر، برخی از قواعد و نکات نگارشی و دستوری مربوط به این کلمه آورده شده است:
نحوهی نوشتن: "پیش رفتن" به صورت جدا نوشته میشود و نمیتوان آن را به هم چسباند.
صرف فعل: "پیش رفتن" به عنوان یک فعل در زمانهای مختلف صرف میشود. به عنوان مثال:
زمان حال: من پیش میروم، تو پیش میروی، او پیش میرود
زمان گذشته: من پیش رفتم، تو پیش رفتی، او پیش رفت
زمان آینده: من پیش خواهم رفت
فعل مضارع: در جملات حال، از "پیش میروم" به عنوان مضارع استفاده میشود. این فعل میتواند در جملات مثبت، منفی و سوالی به کار رود:
جمله مثبت: من پیش میروم.
جمله منفی: من پیش نمیروم.
جمله سوالی: آیا تو پیش میروی؟
استفاده از قید و صفات: میتوان برای توصیف کیفیت پیشرفت یا سرعت آن از قیدها و صفات مختلف استفاده کرد:
مثال: او به آرامی پیش میرود. / او به سرعت پیش میرود.
مفاهیم مرتبط: "پیش رفتن" میتواند به معنای پیشرفت در زمینههای مختلف – از جمله علمی، اجتماعی و اقتصادی – نیز به کار رود.
فعل مرکب: گاهی اوقات برای تأکید، "پیش رفتن" با دیگر کلمات ترکیب میشود (مثلاً "پیشرفت کردن"). در این موارد، استفاده از فعل "کردن" به معنای فعالتر بودن در زمینه پیشرفت است.
با رعایت این نکات میتوانید از "پیش رفتن" بهدرستی در نوشتهها و گفتوگوهای خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او با تلاش و کوشش مستمر در کارش پیش رفت و به موفقیتهای بزرگی دست یافت.
در هر بحران، بهترین راه پیش رفتن و یادگیری از تجربیات جدید است.
با وجود موانع موجود، تیم ما تصمیم دارد بر اساس برنامهریزیها به پیش رفتن ادامه دهد.
فرهنگ فارسی هوشیار
واژگان مرتبط: پیشرفت کردن، پیشرفتگی داشتن، اقدام کردن، رهسپار شدن، حرکت کردن، پرداختن به، ناشی شدن از، جلو افتادن، پیش بردن، جلو بردن، اقامه کردن، جلو رفتن، ترقی دادن، سابق یا اسبق بودن، برتری جستن، جلوترامدن، ضربه زدن، شاخ زدن، نزدیک یا متصل شدن، مقدم بودن بر، پیش از چیزی واقع شدن، رسیدن، سود بردن، نائل شدن، بدست اوردن، پیدا کردن، کار کردن، موفق شدن، گذران کردن، گذراندن، تحریک کردن به، حمله کردن