شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

agony  |

جان کندن

معنی: در حال مرگ بودن
330 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: (کَ دَ) (مص ل .)
آواشناسی:
منبع: فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد: 178
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
agony | fag , grub , swot , moil , kill
عربی
عذاب | ألم مبرح , سكرة الموت , كرب , صراع عنيف , نوبة مفاجئة من الإبتهاج , النزع
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "جان کندن" در زبان فارسی به معنای "به شدت تلاش کردن" یا "خود را زحمت دادن" است. این عبارت در نوشتار و مکالمات فارسی به‌کار می‌رود و دارای قواعد نگارشی خاصی است.

قواعد نگارشی و استفاده:

  1. استفاده به‌عنوان فعل:

    • "جان کندن" می‌تواند به‌عنوان فعل به‌کار برود، مثلاً: "او در امتحانات جان می‌کند."
  2. جدا نوشتن:

    • این عبارت به‌صورت جدا نوشته می‌شود: "جان کندن" نه "جانکندن".
  3. معنی‌دار بودن در متن:

    • توجه کنید که استفاده از این عبارت باید در زمینه‌ای باشد که مفهوم آن روشن باشد و به‌درستی فهمیده شود. مثلاً در متونی که به تلاش‌های زیاد اشاره دارند.
  4. قیدها و حروف اضافه:

    • معمولاً این عبارت می‌تواند با قیدها و حروف اضافه همراه شود، مثلاً "برای جان کندن" یا "در حال جان کندن".
  5. توجه به زمینه:
    • در نگارش ادبی یا غیررسمی، باید توجه کنید که به مناسبت و زمینه‌ی متن و مخاطب دقت کنید.

به‌طور کلی، کلمه "جان کندن" نشان‌دهنده تلاش بسیار و کوشش است و در متون فارسی به‌خوبی جا افتاده است.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او در تلاش برای تحقق آرزوهایش جان کندن می‌کرد و هر روز سخت‌تر از دیروز کار می‌کرد.
  2. در آن روزهای سخت، او احساس می‌کرد که باید برای بقا جان کندن کند و فقط به آینده امیدوار باشد.
  3. وقتی که مشکلات به او هجوم آوردند، با تمام وجودش جان کندن کرد تا خانواده‌اش را سرپا نگه دارد.

واژگان مرتبط: عذاب، رنج، درد، تقلا، سکرات مرگ، از پا در اوردن، خرحمالی کردن، سخت کار کردن، خسته کردن، زمین کندن، جستجو کردن، قلع کردن، از کتاب استخراج کردن، خوردن، چرک کردن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری