جان کندن
licenseمعنی کلمه جان کندن
معنی واژه جان کندن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات:
(کَ دَ) (مص ل .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد:
178
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
agony | fag , grub , swot , moil , kill
عربی
عذاب | ألم مبرح , سكرة الموت , كرب , صراع عنيف , نوبة مفاجئة من الإبتهاج , النزع
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "جان کندن" در زبان فارسی به معنای "به شدت تلاش کردن" یا "خود را زحمت دادن" است. این عبارت در نوشتار و مکالمات فارسی بهکار میرود و دارای قواعد نگارشی خاصی است.
قواعد نگارشی و استفاده:
-
استفاده بهعنوان فعل:
- "جان کندن" میتواند بهعنوان فعل بهکار برود، مثلاً: "او در امتحانات جان میکند."
-
جدا نوشتن:
- این عبارت بهصورت جدا نوشته میشود: "جان کندن" نه "جانکندن".
-
معنیدار بودن در متن:
- توجه کنید که استفاده از این عبارت باید در زمینهای باشد که مفهوم آن روشن باشد و بهدرستی فهمیده شود. مثلاً در متونی که به تلاشهای زیاد اشاره دارند.
-
قیدها و حروف اضافه:
- معمولاً این عبارت میتواند با قیدها و حروف اضافه همراه شود، مثلاً "برای جان کندن" یا "در حال جان کندن".
- توجه به زمینه:
- در نگارش ادبی یا غیررسمی، باید توجه کنید که به مناسبت و زمینهی متن و مخاطب دقت کنید.
بهطور کلی، کلمه "جان کندن" نشاندهنده تلاش بسیار و کوشش است و در متون فارسی بهخوبی جا افتاده است.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او در تلاش برای تحقق آرزوهایش جان کندن میکرد و هر روز سختتر از دیروز کار میکرد.
- در آن روزهای سخت، او احساس میکرد که باید برای بقا جان کندن کند و فقط به آینده امیدوار باشد.
- وقتی که مشکلات به او هجوم آوردند، با تمام وجودش جان کندن کرد تا خانوادهاش را سرپا نگه دارد.
