شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

mārr
snake  |

مار

معنی: رونده گذرنده
سرياني تازي گشته سرور
(اسم) ‎ -1 جانوريست از راسته ء خزندگان
که داراي اندام خارجي (دست و پا) نيست
و کمر بندهاي اندام نيز از بين رفته
داراي بدني کشيده و طويل است . مار داراي
اقسام مختلف است که برخي از آنها سمي و
برخي بدون سمند . ‎ -3 ظالم ستمکار .
‎ -4 موذي آزار رساننده :
اگر کشتن مار برما واجب است باتفاق
مردمان کشتن کافران برما واجب است
بفرمان خداء تعالي پس کافر
مارتر از مار است ... يا مارآبي .
گونه اي مار بدون زهر که در مجاورت
رودخانهها و اماکن مرطوب ميزيد
و بدون زهر است و از طعمه هاي
کوچک موجود در آب (ماهيان وقورباغه ها)
تغذيه ميکند . قدش تا ‎2 ,‎ 1 متر ميرسد .
گونه اي از اين دسته مارها در اطراف
گردن داراي يک رديف فلسهاي روشن تري
هستند که بشکل گردن بند بنظر ميايند و
بنام مار طوقي معروفند . يا مار بزرگ .
ثعبان اژدها . يا مار بوآ . بوآ .
يا مار پلاس . چلپاسه مارمولک .
يا مار پليسه . پليسه . يا مار جعفري .
گونه اي مار سمي خطرناک . توضيح با
مراجعه بماخذي که در دست بود اين گونه
تشخيص داده نشد . يا مار حميري .
(اسم) ضحاک (که از قبيله ء حمير
بود) . يا مار خانگي . ماري که دايم
در خانه ء کسي زيست کند : مار خانگي
را نمي کشند . (مثل) يا مار در
پيراهن . دشمني که خويشاوند يا مقرب
شخص باشد . يا مار دريايي زهري .
گونه اي مار سمي خطرناک که دمش جهت
سهولت عمل شنا تا حدي مسطح شده است
و در نواحي گرم اقيانوس کبير و اقيانوس
هند ميزيد . يا مار دوزبان .
منافق دورو . يا مار زر . (زرفام) .
قلم . يا مار زنگي . گونه اي مار سمي
خطرناک که در آمريکاي شمالي و جنوبي
ميزيد. وجه تسميه ء اين مار بدان جهت
است که در ناحيه ء دم داراي ‎ 17 تا ‎ 20 فلس
شاخي است که در موقع حرکت بيکديگر خورده
صدايي شبيه صداي جيرجيرک ميدهد . يا مار
شکم سوراخ . ناي هفت بند که استادان
ناي مينواختند . يا مار شيبا .
‎ -1 مار زودخزنده و چالاک . ‎ -2 افعي
سر ديوار او پر مار شيبا
جهان از زخم آنها ناشکيبا .
(ويس ورامين . فاب ‎ 1 ص ‎ 8 - 197)
يا مار ضحاک . هريک از ماراني که بردوش
ضحاک رسته بودند . يا مار ضحاکي .
‎ -2 زنجيري که بر پاي مجرمان نهند .
يا مار طوقي . يکي از گونه هاي مارآبي
که در اطراف گردن يک رديف فلسهاي
روشن تري شبيه گردن بند دارد اين مار
بدون سم است . يا مار عينکي .
گونه اي مار سمي خطرناک از گروه ماران
پروتروگليف که در موقع خشم ناحيه ء
گردن خود را پهن ميکند و در اين حال
تصوير عينکي بر روي فلسهاي ناحيه ء
خلفي گردن حيوان مشاهده ميشود. اين
گونه مار در هندوستان فراوان است و
ساليانه در حدود ‎ 200000 تن تلفات
ميدهد کفچه مارهندي . يا مار گرزه .
مارسياه کفچه دار :
تن او زانده و تيمار بي جان
چو مار گرزه اندر آهنين غار .
(مسعود سعد .‎ 234)
يا مار ماهي . گونه اي ماهي غضروفي از
راسته ء سيکلوسترم ها که ظاهري شبيه به
مار و دهاني گرد دارد و فاقد فلس است .
زبانش شبيه به استوانه اي ميباشد که
در دهان رفت و آمد ميکند . مارماهي
غالبا انگل ماهيان ديگر ميشود و بکمک
دهانش ببدن آنها ميچسبد و بوسيله ء زبان
خود گوشت آنها را ميمکد . گونه هاي مختلف
اين ماهي بين ‎ 40 سانتيمتر تايک مترطول
دارند و اکثر گونه هاي آن در رودخانه ها
ميزيند حيه البحر . يامار مصري .
نيزه ء مصري سنان مصري . يا مار نه سر .
نه فلک . يا ماران . راسته اي از خزندگان
که فاقد دست و پاهستند و کمربندهاي
مربوط باين اندامها نيز از بين رفته است
و در نتيجه ء از بين رفتن اندامها تقسيم
کاردر نقاط مختلف تيره ء پشت نيز از ميان
رفته و مهره ها باستثناي مهره ء اطلس
همگي شبيه يکديگرند . دنده ها در تمام طول
بدن بجزدم وجود دارند و در حرکت حيوان
عمل مهمي انجام ميدهند . در ماران عظم
قص هرگز وجود ندارد . يکي از مشخصات
مارا ناتساع بسياري است که دهان براي
بلعيدن طعمه پيدا ميکند . اين صفت در
ماران سمي بمنتهي درجه ميرسد باين
ترتيب ميتوانند طعمه هاي بزرگتراز خود
را نيز ببلعند زيرا از طرفي همه ء
استخوانهاي فک داراي حرکت ميباشند
و مفصلي ميشوند و از طرف ديگر
استخوان مربع که در حال استراحت بطور
مورب قرار دارد درهنگام باز شدن
دهان تقريبا عمودي ميشود . و انگهي
دو نيمه ء فک تحتاني با هم مفصل شده
و ممکنست از هم باز شوند و چون جناق سينه
نيز وجود ندارد طعمه هاي بزرگ باساني
ميتوانند وارد معده گردند . دندانها
در ماران بر روي دوآرواره قرار دارند
و گاهي تمام حفره ء دهاني و استخوان کامي
و حتي استخوان تيغه يي را ميپوشانند
در بين دندانهاي آرواره ء بالا دندانهاي
سمي قرار دارند (درماران سمي) . زبان
ماران داراي شکاف است و مري و معده مانند
دهان نيز اتساع مييابند . شش ها بدون
قرنيه ميباشد و شش چپ بسيار کوچکتر است
و گاهي اصلا وجود ندارد . چنين بنظر
ميايد که چشم ماران فاقد پلک است
زيرا ماران داراي نگاه ثابتي هستند
ولي د
ر واقع در ماران پلک وجود دارد
اما بشکل پرده ء شفاف نازکي است که در
وسط قرنيه روي چشمها بهم چسبيده اند .
ماران تقريباهمه از طعمه هاي زنده
تغذيه ميکنند . يا ترکيبات فعلي :
مار بدست کسي (ديگري) گرفتن .
کار دشواري بديگري فرمودن که در آن براي
او خطري تمام بود و براي کارفرما نفعي
منظور باشد :
چون يار ببوسه دادنم بار گرفت
زلفش بگرفتم از من آزار گرفت .
چون ياري من يار همي خوار گرفت
زان خواست بدست من همي مار گرفت .
(ابوالفرج روني .‎ 137)
يا مار بدست دشمن کوفتن :
سرمار بدست دشمن بکوب که از
احدي الحسنيين خالي نباشد که اگر اين
غالب آمد مار کشتي و اگر آن از دشمن
رستي . يا مار بدست گرفتن . کار دشوار
کردن . يا مار و افعي شدن . سختي کشيدن
و گرم و سرد روزگار چشيدن ودر نتيجه
مجرب شدن . توضيح اين ترکيب
خالي از نوعي توهين نيست و کسي را که
چنين توصيف کنند مراد نشان دادن بدجنسي و
خبث طينت اوست . يا مثل مار بخود پيچيدن .
از درد ياعصبانيت بخود پيچيدن :
ديدم مشدي مثل مار بخودش مي پيچيد
نفس نفس ميزد ...
... ادامه
345 | 0
مترادف: 1- اژدر، اژدها، افعي، ثعبان، ديومار، حيه 2- مادر
متضاد: 1- عقرب 2- پدر
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (اِ.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: mAr
منبع: فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد: 241
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
snake | serpent , worm , the snake
ترکی
yılan
فرانسوی
serpent
آلمانی
schlange
اسپانیایی
serpiente
ایتالیایی
serpente
عربی
ثعبان | أفعى , حية , شخص خائن , شخص غادر , تلوى كالأفعى
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "مار" در زبان فارسی به معنای خزنده‌ای از خانواده مارها است. در استفاده و نگارش این کلمه، قواعد زیر می‌تواند مورد توجه قرار گیرد:

  1. استفاده صحیح:

    • "مار" معمولاً به صورت مفرد و به معنای یک نوع خزنده استفاده می‌شود. در جملات می‌توان از آن به عنوان فاعل، مفعول یا جزء دیگر جمله استفاده کرد.
    • مثال: "مار روی درخت نشسته است."
  2. جمع‌سازی:

    • جمع "مار" به صورت "مارها" است.
    • مثال: "مارها در طبیعت زندگی می‌کنند."
  3. نحو و ساختار جملات:

    • در جملات توصیفی می‌توان از صفات برای توصیف مار استفاده کرد.
    • مثال: "مار سیاه بسیار خطرناک است."
  4. قواعد نوشتاری:

    • در متون رسمی و علمی، باید به صورت دقیق و بدون اشتباه نگارش شود.
    • به عنوان مثال: "مار" به عنوان یک نام خاص یا عمومی مختلف نگاشته می‌شود، اما در هر صورت باید از قواعد نگارشی پیروی کرد.
  5. استفاده در ضرب‌المثل‌ها:

    • "مار" در زبان فارسی در بعضی از ضرب‌المثل‌ها و ابیات شعری نیز کاربرد دارد، که می‌تواند معانی کنایی و فرهنگی نیز داشته باشد.
    • مثال: "مار جای خود را می‌شناسد."
  6. توجه به املاء:
    • املای "مار" باید به درستی نگاشته شود و از اشتباهاتی چون "ما ر" یا "مارِ" پرهیز شود.

با رعایت این قاعده‌ها می‌توانید کلمه "مار" را به درستی در نوشته‌های خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. دیروز در باغ یک مار بزرگ و رنگارنگ را دیدم که در حال خزیدن بود.
  2. مارها به عنوان موجودات خزنده، به شکار جوندگان و حشرات می‌پردازند.
  3. قصه‌ای از یک مار جادویی را خواندم که می‌توانست آرزوهای مردم را برآورده کند.

واژگان مرتبط: ابلیس، میهن فروش، ماربزرگ، کرم

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری