کوتاه
licenseمعنی کلمه کوتاه
معنی واژه کوتاه
[kutāh]
short
|
کوتاه
مترادف:
1- خلاصه، قاصر، قصير، قصيره، مجمل، محدود، مختصر، ملخص، موجز
2- كوتاه قد، كوتوله
متضاد:
دراز
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) [پهلوی: kōtāh] ‹کوته›
مختصات:
(ص .)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
kutAh
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
432
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
short | little , concise , stunted , pygmy , stocky , transient , synoptic , miniature , succinct , laconic , dumpy , synoptical , bas-relief
ترکی
kısa
فرانسوی
court
آلمانی
kurz
اسپانیایی
corto
ایتالیایی
corto
عربی
قصير | موجز , قصير الأجل , صغير , مقتضب , هش , هزيل , فظ , غير مكتمل , غير كافئ , شىء قصير , باختصار , فجأة , افتقار , سروال قصير , قصر كهربائي , نفاية , قطع الحديث , توقف فجأة , غش
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "کوتاه" در زبان فارسی از نظر نگارشی و دستوری به چند نکته توجه نیاز دارد:
-
نقطهگذاری: اگر "کوتاه" در انتهای جمله قرار گیرد، باید بعد از آن به درستی از نقطه یا علامتهای نگارشی دیگر استفاده کرد.
-
نقش کلمه: "کوتاه" میتواند به عنوان صفت به کار رود. برای مثال:
- این کتاب کوتاه است. (در اینجا "کوتاه" صفت برای "کتاب" است.)
-
ترکیبها: میتوان از "کوتاه" در ترکیبهای مختلف استفاده کرد:
- داستان کوتاه
- شعر کوتاه
- مدت کوتاه
-
مسائل املایی: "کوتاه" به صورت صحیح و بدون هیچ گونه تغییر در نوشتار استفاده میشود.
- توجه به همخوانی: در جملات طولانیتر، به خاطر داشته باشید که استفاده از کلمات و عبارات متناسب با "کوتاه" میتواند به وضوح و مختصر بودن متن کمک کند.
اگر سوال خاصی در مورد استفاده از این کلمه یا نحوه نگارش آن در زمینههای مختلف دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- روزهای تابستان به خاطر گرما معمولاً کوتاه تر از روزهای زمستان هستند.
- این داستان کوتاه به سرعت توجه مخاطب را جلب میکند.
- او با یک جمله کوتاه، همه احساسات خود را بیان کرد.
