شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

na(e)d[d]
give  |

ند

معنی: بوی خوشی مرکب از مشک و عنبر و عود.
1955 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (نَ یا نِ دّ) [ ع . ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع: فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد: 54
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
give | grant , admit , impute , render , concede , mete , pay , afford , endue , hand , indue , come through , ned
عربی
منح | أعطى , دفع , وهب , خصص , كشف نفسه , يعطي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "ند" در زبان فارسی به معنای منفی کردن یا نفی کردن یک جمله یا مفهوم خاصی استفاده می‌شود. این کلمه به عنوان یک فعل منفی در جملات به کار می‌رود. در اینجا چند نکته و قاعده نگارشی درباره کلمه "ند" ارائه می‌شود:

  1. جاگذاری صحیح: کلمه "ند" معمولاً بعد از فعل اصلی قرار می‌گیرد. به عنوان مثال: «او نمی‌آید» (اینجا "ند" به شکل "نمی" به کار رفته است).

  2. معادل سازی: "ند" در برخی موارد به صورت "نمی" به کار می‌رود که به معنای نفی داشتن است. مانند: «تو می‌گویی» و «تو نمی‌گویی».

  3. استفاده در جملات پرسشی: در جملات سوالی ممکن است "ند" به شکل خاصی به کار رود. مثلاً: «آیا او نمی‌آید؟»

  4. تلفظ و نوشتار: در نوشتن، باید به دقت به تلفظ و نگارش کلمه "ند" توجه کرد، به ویژه در مواردی که ممکن است با کلمات دیگر اشتباه شود.

  5. نقطه‌گذاری: اگر کلمه "ند" در انتهای یک جمله قرار گیرد، باید نقطه‌گذاری صحیحی انجام شود.

توجه داشته باشید که "ند" به تنهایی نمی‌تواند به عنوان یک واژه مستقل به کار رود و همیشه به شکل ضمیمه‌ی جملات دیگر به کار می‌رود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. من همیشه شب‌ها قبل از خواب کتاب می‌خوانم تا خوابم بهتر شود، اما بعضی اوقات خوابم نمی‌برد و تا دیر وقت بیدار می‌مانم.
  2. او همین‌که صدای زنگ ساعت را شنید، سریع از جا بلند شد و متوجه شد که تاکسی‌اش در انتظار اوست.
  3. در پایان شب، وقتی ستاره‌ها در آسمان می‌درخشیدند، او به این فکر کرد که چقدر زندگی زیبا و پر از شگفتی است.

واژگان مرتبط: دادن، بخشیدن، ارائه دادن، رساندن، شرح دادن، اعطا کردن، عطاء کردن، تصدیق کردن، مسلم گرفتن، پذیرفتن، اقرار کردن، راه دادن، بار دادن، راضی شدن، نسبت دادن، متهم کردن، بستن، اسناد کردن، تحویل دادن، تسلیم داشتن، ترجمه کردن، در اوردن، واگذار کردن، پیمودن، سهم دادن، اندازه گرفتن، پرداختن، پرداخت کردن، تلافی کردن، پول دادن، کارسازی داشتن، حاصل کردن، تهیه کردن، موجب شدن، از عهده برامدن، استطاعت داشتن، بخشیدن به، پوشیدن، وادار کردن، پوشاندن، کمک کردن، با دست کاری را انجام دادن، اراستن، وقوع یافتن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری