بخیه
licenseمعنی کلمه بخیه
معنی واژه بخیه
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم)
مختصات:
(بَ یِ) ( اِ.)
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
baxiye
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
617
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
انگلیسی
suture | stitch , seam
ترکی
dikiş
فرانسوی
point
آلمانی
stich
اسپانیایی
puntada
ایتالیایی
cucire
عربی
خاط | قطب الجرح , قطوب الجراحة , خيط يستخدم بالجراحة , خياطة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "بخیه" به معنای دوختن زخمها یا اعضای بدن با استفاده از نخ و سوزن است. در زبان فارسی، این کلمه باید به قواعد خاص نگارشی و گرامری توجه شود. در اینجا به برخی از نکات مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
-
نحوه نوشتن: کلمه "بخیه" همیشه با حروف کوچک نوشته میشود، مگر اینکه در ابتدای جمله قرار گیرد.
-
جمعسازی: جمع آن "بخیهها" است. در این حالت، "ها" به انتهای کلمه اضافه میشود.
-
صرف افعال: "بخیه زدن" به معنی دوختن زخم است و فعل آن "بخیه زدن" یا "بخیه کردن" است.
-
مفاهیم مرتبط:
- در زبان گفتاری میتوان از عبارتهایی مانند "زخمی با بخیه" یا "بخیههای روی زخم" استفاده کرد.
- هنگام توصیف بخیهها، میتوان به نوع آنها، اندازه، تعداد و محل قرارگیری آنها اشاره کرد.
- نکات نگارشی: وقتی از کلمه "بخیه" در متن استفاده میشود، بهتر است به ساختار جمله و نحوه قرارگیری آن در متن توجه شود تا مفهوم به درستی منتقل شود.
با رعایت این نکات، میتوان از کلمه "بخیه" به درستی و بهطور مؤثر در نوشتهها استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "بخیه" در جمله آورده شده است:
- پس از عمل جراحی، پزشک بخیههایی به زخم بیمار زد تا فرآیند بهبودی سریعتر انجام شود.
- او به خاطر سقوط از دوچرخه، نیاز به بخیه در پایش داشت.
- امروز باید برای کشیدن بخیهها به درمانگاه بروم.
- در هنگام بخیه زدن زخم، دقت زیادی لازم است تا زخم به درستی به هم متصل شود.
- او به دلیل عدم رعایت نکات بهداشتی بعد از بخیه زدن دچار عفونت شد.
اگر سوال دیگری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
