بخیه زدن
licenseمعنی کلمه بخیه زدن
معنی واژه بخیه زدن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات:
( ~. زَ دَ) (مص م .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
678
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
stitch | suturing
عربی
غرزة | زردة , درزة , عقدة خيط , ألم في الجنب , ألم موضعي حاد , درز , رتق , خاط , طرز , ضحك بتشنج , خاط الجرح
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "بخیه زدن" به عنوان فعل در زبان فارسی استفاده میشود و بستگی به ساختار جملات دارد. در زیر به چند قاعده نگارشی و نوشتاری مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
-
نوشتار صحیح: کلمه "بخیه زدن" به صورت جدا نوشته میشود و "بخیه" به معنی "دوختن زخم" است.
-
مصدر و افعال: در جملات مختلف میتوان از این کلمه در زمانها و اشکال مختلف استفاده کرد. به عنوان مثال:
- من بخیه میزنم (حال)
- او بخیه زد (گذشته)
- آنها بخیه خواهند زد (آینده)
-
استفاده از فعل در جملات: هنگام استفاده از "بخیه زدن"، باید دقت کرد که فعل باید با فاعل و مفعول درست ترکیب شود.
- مثال: دکتر بخیه زخم بیمار را زد.
-
قید زمان و مکان: میتوان قیدهای زمان و مکان را نیز به جمله اضافه کرد:
- مثال: دکتر در بیمارستان بخیه زخم را زد.
- نکات دیگر:
- این کلمه معمولاً در زمینه پزشکی و جراحی استفاده میشود.
- در موارد غیررسمی و محاورهای ممکن است به شکلهای غیررسمی بیان شود، اما در نوشتار رسمی باید به قاعدههای نگارشی توجه شود.
توجه به این نکات میتواند به نگارشی درست و کارآمد کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- پزشک بعد از درمان زخم عمیق، تصمیم به بخیه زدن آن گرفت تا روند بهبودی سریعتر شود.
- مادرش همیشه به او یادآوری میکرد که بخیه زدن زخمها باید توسط یک فرد ماهر انجام شود تا خطر عفونت کاهش یابد.
- بعد از تصادف، او مجبور شد چند روز در بیمارستان بماند تا پزشکان به بخیه زدن جراحتهایش بپردازند.
