مچ
licenseمعنی کلمه مچ
معنی واژه مچ
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) (زیستشناسی)
مختصات:
(مُ) (اِ.)
الگوی تکیه:
S
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
moC
منبع:
واژگان مترادف و متضاد
معادل ابجد:
43
شمارگان هجا:
1
دیگر زبان ها
انگلیسی
wrist
ترکی
bilek
فرانسوی
poignet
آلمانی
handgelenk
اسپانیایی
muñeca
ایتالیایی
polso
عربی
معصم | رسغ , معصم السترة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «مچ» در زبان فارسی به چند صورت و با معانی مختلفی استفاده میشود. این کلمه بیشتر به معنی «مچ دست» و در برخی موارد به معنای «چسباندن» یا «به هم پیوند دادن» هم میآید. در اینجا به چند نکته نگارشی و قواعدی که مرتبط با استفاده از کلمه «مچ» هستند، اشاره میکنم:
-
استفاده صحیح از کلمه:
- وقتی از «مچ» به معنای قسمت بین دست و مچ دست استفاده میشود، مانند جمله: «مچ دست من درد میکند.»
- در مواقعی که به معنی چسباندن یا به هم پیوند دادن میآید، مثلاً: «دو کاغذ را با چسب به هم مچ کردم.»
-
حروف اضافه:
- معمولاً برای اشاره به مچ دست، از حروف اضافهای مانند «به» و «بر» استفاده میشود. مثلاً: «دست او به مچ من برخورد کرد.»
-
نحوه نوشتن:
- کلمه «مچ» باید به صورت صحیح و با حروف فارسی نوشته شود و از اشتباهات املایی پرهیز شود.
-
تلفظ:
- تلفظ این کلمه به صورت «مَچ» است و باید دقت شود تا به درستی اداء شود.
-
جمع بستن:
- جمع «مچ» به صورت «مچها» است. مثال: «مچهایم درد میکند.»
- توجه به سیاق:
- در جملههای مختلف، سیاق کلمه میتواند معنا و مفهوم آن را تغییر دهد، پس باید به بافت جمله توجه شود.
با رعایت این نکات، میتوان به شکل صحیح و مناسبی از کلمه «مچ» در نوشتار و گفتار استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- هنگام تمرین ورزش، مچ دستم درد گرفت و مجبور شدم استراحت کنم.
- او با دقت مچو باند کرد تا از آسیب دیدگی جلوگیری کند.
- ساعت جدیدی که خریده بودم، به مچ دستم بسیار خوش میآید و ظاهر زیبایی دارد.
