جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
کلمه "خراب کردن" یک فعل مرکب از دو بخش است: "خراب" به عنوان اسم و "کردن" به عنوان فعل. در زبان فارسی، این کلمه معانی و کارکردهای متنوعی دارد و به چند نکته نگارشی و دستوری آن اشاره میشود:
۱. ساختار جمله
فعل مرکب: "خراب کردن" به عنوان یک فعل مرکب میتواند در جملات متفاوتی به کار رود:
مثال: او این کار را خراب کرد.
۲. زمان فعل
"خراب کردن" میتواند در زمانهای مختلف صرف شود:
ماضی: خراب کرد
مضارع: خراب میکند
آینده: خراب خواهد کرد
۳. صرف فعل
انجام دادن یا خراب کردن چیزی به شخص و زمان بستگی دارد:
من خراب کردم
تو خراب کردی
او خراب کرد
۴. نگارش و املای صحیح
حتماً در نوشتار به املای صحیح کلمات توجه کنید؛ برای مثال به جای "خراب کردن" از "خراب کَردن" (با "ک" جمّل) استفاده نکنید.
۵. کاربردهای زبانی
"خراب کردن" در بافتهای مختلف به معنای از بین بردن یا آسیب رساندن به چیزی به کار میرود:
این جمله را خراب نکنید!
شما نمیتوانید این پروژه را خراب کنید.
۶. جملات منفی
در جملات منفی، "خراب کردن" به شکل زیر به کار میرود:
او این کار را خراب نکرد.
ما نمیخواهیم این را خراب کنیم.
۷. توجه به سیاق
توجه به سیاق جملات و متنی که در آن به کار میرود، برای درک بهتر معنا و مفهوم «خراب کردن» اهمیت دارد.
جمعبندی
کلمه "خراب کردن" یک فعل چند بعدی است که در ساختارهای مختلفی میتواند به کار برود. توجه به نکات نگارشی، صرف و سیاق جملات باعث میشود تا از این واژه بهتر استفاده شود.
واژگان مترادف و متضاد
واژگان مرتبط: سربه سر کردن، فاسد کردن، سیاه کردن، فنا کردن، نابود کردن، از بین بردن، ویران کردن، کشتن، تباه کردن، پیاده کردن، پایین اوردن، تخفیف دادن، کاستن، دریافت کردن، پهن کردن، الوده کردن، زشت کردن، از شکل انداختن، بد شکل کردن، بدنما کردن، بد ریخت کردن، فاسد شدن، بدتر کردن، روبزوال گذاشتن، عیب دار کردن، ضایع کردن، پوسیده شدن، ناگوار کردن، درهم و برهم کردن، گیج کردن، گرفتار کردن، خرد کردن، تاراج کردن، پایمال کردن، معیوب کردن، زیان رساندن، خرد ساختن، ضعیف کردن، خمیر درست کردن، داغان کردن، پی درپی زدن، با خمیر پوشاندن، هرزه کردن، الواطی کردن، خلع مقام کردن، از خاصیت انداختن، سرهم بندی کردن، سنبل کردن، بحال ویرانی دراوردن، منهدم کردن، معدوم کردن، باطل کردن، خنثی کردن، بی اثر کردن، واچیدن، بیابرو کردن، بلا اثر کردن، معیوب ساختن، ناپاک ساختن، خرد و متلاشی شدن، ویران شدن