شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

barbastan
to close  |

بربستن

معنی: بربستن . [ ب َ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) بستن . (ناظم الاطباء). سد. بند کردن . گرد چیزی در آوردن :
تو مپسند بیداد بیدادگر
بگفت این و بربست زرین کمر.
فردوسی .
بربسته گل از شوشتری سبزنقابی
و آلوده بکافور و بشنگرف بناگوش .
ناصرخسرو.
ای معنی را نظم خردسنج تو میزان
ای حکمت را نثر تو بربسته بمسطر.
ناصرخسرو.
برسم مهترانش حله بربست
بخاکش داد و آمد باد در دست .
نظامی .
- بربستن زبان ؛ خاموش شدن :
تا زاغ بباغ اندر بگشاد فصاحت
بربست زبان از طرب و لحن اغانیش .
ناصرخسرو.
|| سد کردن . مانع ایجاد کردن :
بیاورد شاپور چندان سپاه
که بر مور و بر پشه بربست راه .
فردوسی .
|| بسته شدن بواسطه ٔ یخ و منجمد شدن و افسرده شدن . || آماده و مهیا شدن . (ناظم الاطباء). || بند کردن . مقابل جاری کردن . جلوگیری کردن از حرکت :
آب را بربست دست و باد را بشکست پای
تا نه زآب آید گزندو نه ز باد آید بلا.
خاقانی .
تو جمله ٔ جیحونها را که سر در این دریا دارند بربند تا من جمله بیک دم بخورم . (سندبادنامه ).
- دست بربستن ؛ بند برنهادن به دست . به بند کردن دست :
یکی را عسس دست بربسته بود
همه شب پریشان و دلخسته بود.
سعدی .
- بربستن کوس ؛ قرار دادن کوس بر پشت اسبی یا اشتری یا فیلی :
بزد نای روئین و بربست کوس
بیاراست لشکر چو چشم خروس .
فردوسی .
|| ساختن . آفریدن :
فلک بربستی و دوران گشادی
جهان و جان و روزی هر سه دادی .
نظامی .
|| فراز کردن . مقابل گشودن :
زمانی پیش مریم تنگ بنشست
در شادی بروی خویش بربست .
نظامی .
- چشم بربستن ؛ بستن چشم . مجازاً بی توجهی || نابینائی :
جزاول حسابی که سربسته بود
وز آنجا خرد چشم بربسته بود.
نظامی .
چو روز آیینه ٔ خورشید دربست
شب صد چشم هر صد چشم بربست .
نظامی .
|| ربط. ربیط. (منتهی الارب ). پیوستن . پیوند دادن . بهم مربوط کردن . || فائده برداشتن . منتفع شدن : از او بربست ؛ از او منتفع شد. (آنندراج ) :
برو جان بابا در اخلاص پیچ
که نتوانی از خلق بربست هیچ .
سعدی .
من چه بربسته ام از لؤلؤی لالای سخن
کاش چون لاله دهان سخنم بودی لال .
جمال الدین سلمان (آنندراج ).
با آنکه در میان تو دل بست عالمی
کس زان میان بغیر کمر هیچ برنبست .
سلمان .
|| چیزی به دروغ بکسی نسبت دادن . (یادداشت بخط مؤلف ). به دروغ منتسب کردن : اقاله مالم یقل ؛ بربست بر وی سخنی را که او نگفته بود. (منتهی الارب ). || مجازاً کوک کردن و آماده کردن ساز.
- رود بربستن ؛ کوک کردن و آماده کردن رود :
سرکش بربست رود باربدی زد سرود
وز می سوری درود سوی بنفشه رسید.
کسائی .
... ادامه
791 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (مصدر متعدی) [قدیمی]
مختصات: (بَ بَ تَ) (مص م .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 714
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to close
ترکی
kapatmak
فرانسوی
fermer
آلمانی
schließen
اسپانیایی
cerrar
ایتالیایی
chiudere
عربی
أغلق | غلق , سد , قفل , أنهى , ضيق , ختم , طبق , اتفق , راقب , فض , اشتبك , تخلص منه بسعر مخفض , ليغلق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بربستن" در زبان فارسی به معنای "بستن بر روی چیزی" یا "محکم کردن" است و به صورت فعلی مرکب از پیشوند "بر" و فعل "بستن" تشکیل شده است. در مورد قواعد نوشتاری و نگارشی مرتبط با این واژه، می‌توان به نکات زیر اشاره کرد:

  1. به‌کارگیری در جملات:

    • این کلمه می‌تواند در جملات مختلف مورد استفاده قرار گیرد و باید به تناسب زمان و موضوع جملات کاربرد داشته باشد. مثلاً: "آنها نیاز به بربستن در را داشتند."
  2. قید و صفت:

    • "بربستن" معمولاً به عنوان فعل مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما در برخی موارد می‌تواند با قیدها و صفات همراه شود. به عنوان مثال: "در باید محکم بربسته شود."
  3. تطابق فعل با فاعل:

    • در جملات حاوی این فعل، رعایت تطابق فعل با فاعل از نظر شخص و تعداد الزامی است. مثلاً: "آنها در را بربستند" صحیح است.
  4. فعل و زمان:

    • "بربستن" می‌تواند در زمان‌های مختلف به کار رود (حال، گذشته، آینده). مثلاً: "من در را بربستم" (گذشته) یا "من در را بربستم" (آینده).
  5. خودداری از تکرار اضافی:
    • در نوشتار باید از تکرار اضافی این واژه خودداری کنیم. برای مثال، به جای گفتن "او در را بربست و در را بربست" می‌توان گفت "او در را بربست".

رعایت این نکات و قواعد به نگارش صحیح و مفهوم کمک می‌کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. برای جلوگیری از ورود گرد و غبار، درب پنجره‌ها را به‌خوبی بربستم.
  2. او قول داده بود که قبل از سفر، تمام کارهایش را بربندد.
  3. بربستن کتاب‌ها در کتابخانه، نظم و ترتیب بیشتری به فضا بخشید.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری