جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: بس . [ ب ُ ] (اِ) سیخی باشد آهنی که بر آن گوشت کباب کنند و به عربی سفود خوانند. (برهان ). سیخ آهنی که بر آن گوشت کشند و کباب کنند و بتازی سفود خوانند. (ناظم الاطباء). سیخ آهنی . سفود. (دمزن ). سیخ کباب است که به عربی سفود گویند. (انجمن آرا)(آنندراج ). سیخی که کباب بر آن کشند و بلسک نیز گویند و به عربی سفود خوانند. (فرهنگ سروری ). سیخ کباب که نام عربیش سفود است . (فرهنگ نظام ). || (لهجه ) مخفف بوس هم هست که عرب ، قبله میگویند. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ). بوس و بوسه و ماچ . (ناظم الاطباء). بوسه . (دِمزن ). 1-قيد
2- اكتفا، بسندگي،
3- بسنده، كافي، مكفي
4- فقط
5- بسا، بسيار، زياد، فراوان، كثير، متعدد اندك، پشيز، قليل، كم، ناچيز enough, only, sufficiently, poly- كاف، واف، تماما، إلى حد كاف، إلى حد مقبول، إلى حد واف، مقدار كاف، كافٍ yeterli assez genug suficiente abbastanza نسبتا، انقدر، باندازه، باندازه ء کافی، صرفا، فقط بخاطر، محضا، چند، بسیار