شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

bas
enough  |

بس

معنی: بس . [ ب َ س س ] (ع مص ) دور کردن و راندن کسی را. (از متن اللغة). || نرم راندن و زجر کردن شتر را در وقت راندن . (تاج المصادر بیهقی ). نرم راندن شتر را. (زوزنی ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). راندن شتر را بنرمی و رفق .(از متن اللغة). راندن شتر را و گفتن او را بَس بَس وبِس بِس . (از متن اللغة). شتر را بنرمی راندن و زجر کردن آن را به بِس بِس . (از اقرب الموارد). || خرد و مرد کردن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان تهذیب عادل بن علی ص 26): بس الرجال فی ماله ؛ یعنی پاره ای از مال وی رفت . (منتهی الارب ). || خرد کردن و شکستن . (از متن اللغة). || ریزه ریزه و خاک کرده شدن کوهها . (آنندراج ). || آمیختن و بسیسه ساختن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اتخاذ بسیسه . (از متن اللغة). آمیختن سبوس یا آرد با روغن یا زیت . (از اقرب الموارد). تر کردن بسیسه و آنچه بدان ماند. (زوزنی ص 42) (تاج المصادر بیهقی ). || جهد و کوشش کردن . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). || سخن چینی کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (ازآنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). سعایت : بس عقارب ؛ گسیل کردن سخن چینها و اذیت کردن آنها را. (از منتهی الارب ). || بس ّ بالغنم ؛ خواندن گوسپند را برای دوشیدن . (از متن اللغة). || گستردن کره و عسل بر روی نان : بسست العیش بالسمن و العسل . (دزی ج 1). || پریشان رها کردن ستوررا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). پراکنده کردن شتران . (تاج المصادر بیهقی ): بس مال در بلاد؛ رها کردن آن و پراکنده شدن در آن همچون «بث ». (از اقرب الموارد). پراکندن چیزی را. (از متن اللغة). || افزودن بیماری را میان مردم . (از متن اللغة).
... ادامه
911 | 0
مترادف: 1-قيد 2- اكتفا، بسندگي، 3- بسنده، كافي، مكفي 4- فقط 5- بسا، بسيار، زياد، فراوان، كثير، متعدد
متضاد: اندك، پشيز، قليل، كم، ناچيز
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [پهلوی: vas]
مختصات: (بَ) (ص .)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: bas
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 62
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
enough | only , sufficiently , poly-
ترکی
yeterli
فرانسوی
assez
آلمانی
genug
اسپانیایی
suficiente
ایتالیایی
abbastanza
عربی
كاف | واف , تماما , إلى حد كاف , إلى حد مقبول , إلى حد واف , مقدار كاف , كافٍ
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بس" در زبان فارسی به چندین معنا و کاربرد مختلف استفاده می‌شود و دارای قواعد نگارشی خاصی است. در زیر به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنم:

  1. معنای افراط و شدت: در این معنا، "بس" به معنی "بسیار" یا "به اندازه کافی" است و معمولاً در جملاتی برای نشان دادن شدت و اندازه به کار می‌رود.

    • مثال: "این کار بس دشوار است."
  2. استفاده در عبارات: "بس" می‌تواند در عبارات و جملات متنوعی به کار رود، به ویژه در شعر و ادبیات.

    • مثال: "بس که خوش است بزم تو" (از شعر).
  3. پیشوند و پسوند: "بس" معمولاً خود به تنهایی به کار می‌رود و نیازی به الحاق دانش‌ها یا پسوندها ندارد.

  4. نوشتار: در نوشتار، کلمه "بس" باید به صورت جدا نوشته شود و در فارسی بدون هیچ‌گونه تغییر یا تحول حروفی استفاده می‌گردد.

  5. قواعد نگارشی: در جایی که "بس" جزء جمله محسوب می‌شود، باید به قواعد عمومی نگارشی توجه کرد، از جمله:
    • استفاده از ویرگول و نقطه در نهایت جملات.
    • انتخاب جایگاه مناسب برای "بس" در جمله بر اساس نقشی که در جمله ایفا می‌کند.

به طور کلی، کلمه "بس" یک واژه کاربردی و غنی در زبان فارسی است که در متون رسمی و غیررسمی، ادبی و محاوره‌ای ممکن است به کار رود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "بس" در جمله آورده شده است:

  1. بس کن، دیگر کافی است!
  2. او در این مسابقه بس قوی‌تری از بقیه بود.
  3. دوست دارم قهرمان بسکتبال شوم.
  4. این کتاب برای یادگیری زبان بس مفید است.
  5. بس به او گفتم که دیر نرسد.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، بفرمایید!


واژگان مرتبط: نسبتا، انقدر، باندازه، باندازه ء کافی، صرفا، فقط بخاطر، محضا، چند، بسیار

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری