جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: تفرقه . [ ت َ رِ ق َ / ق ِ ] (از ع ، اِمص ) تفرقة. تفرقت . جدایی . پراکندگی . پریشانی و اختلاف : با این همه مقادیر آسمانی و حوادث روزگار آنرا در معرض تفرقه آرد. (کلیله و دمنه ). ز صف تفرقه برخیز و بر صف صفا بگذر که از رندان شاه آسا سپاه اندر سپاه اینک . خاقانی . بدرقه چون عشق گشت از پس پس تاختن تفرقه چون جمع گشت با کم کم ساختن . خاقانی . ندارم دل جمعیت ، تفرقه به ببین تا چه بیند مه از اجتماعی . خاقانی (دیوان چ سجادی ص 440). تا نرسد تفرقه ٔ راه پیش تفرقه کن حاصل معلوم خویش . نظامی . جانت در توحید دایم معتکف بنشسته است تو چرا در تفرقه هر دم بصد عالم شوی . عطار. حقا که مرا دنیا بی دوست نمی باید با تفرقه ٔ خاطر دنیا به چه کار آید. سعدی . دریغ صحبت دیرین و حق دید و شناخت که سنگ تفرقه ایام در میان انداخت . سعدی . ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع بحکم آنکه چو شد اهرمن سروش آمد. حافظ. لشکر انعام نادیده ببانگی تفرقه است دفتر شیرازه ناکرده ببادی ابتر است . جامی . || هلاکت : نفس نفیس و ذات شریف ما در معرض تلف و تفرقه بود. (سندبادنامه ص 272). || بخش کردن . قسمت کردن : و بر دارالمرضی و فارقهای ثمین و انواع ادویه و معاجین و تفرقه ٔ آن بر فقرا و مساکین اطلاع یافته داند که علو همت او... تا چه حد بوده است . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 22). || فرق کردن میان دو چیز یا چند چیز. (غیاث اللغات ) (از آنندراج ). جدا کردن . امتیاز کردن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). تشخیص . تمیز : در نوادر الاصول مذکور است که تفرقه میان حق و باطل مخصوص علماء باطن است . (انیس الطالبین بخاری ص 9). || به اصطلاح سالکان تفرقه عبارت از آن است که دل را بواسطه ٔ تعلق به امور متعدد پراگنده سازی و جمع وجمعیت آنکه از همه بمشاهده ٔ واحد پردازی و بعضی گفته اند که این وجود پیدای تو تفرقه ٔ تو شده است که «وجودک ذنب لایقاس بها ذنب » را اشارت از آن است و سیدحسینی در معنی تفرقه و جمع چه خوش فرموده است : یک دل و صد آرزو بس مشکل است یک مرادت بس بود چون یک دل است تفرقه ز افعال تو آمد پدید جمع شد آنکو به اوصافش رسید. (آنندراج ). پراکندگی خاطر، بخاطر اشتغال از عالم غیب بهر طریق که باشد. (از تعریفات جرجانی ). تفرقه عبارت است از وجود مباینت و اثبات عبودیت و ربوبیت وفرق حق از خلق . پس جمع بی تفرقه عین زندقه بود و تفرقه بی جمع عین تعطیل و جمع باتفرقه حق صریح و اعتقاد صحیح . پس سالک باید که پیوسته بروح که محل مشاهده است در عین جمع بود و به قالب که آلت مجاهده است در مقام تفرقه . (از نفایس الفنون در فن تصوف ). لفظ تفرقه اشارت است بوجود مباینت و اثبات عبودیت و ربوبیت و فرق خلق از حق و جمع بی تفرقه عین زندقه بود و تفرقه بی جمع محض تعطیل و جمع حق بود و اگر در طاعت بکسب خود نگرد در مقام تفرقه باشد و اگر بفضل حق نگرد، در مقام جمع بود. و هرکه از خود و اعمال خود بکلی فانی شوددر مقام جمع الجمع بود. (مصباح الهدایه ص 98). صاحب لمع گوید: تفرقه لفظ مجملی است و جمع و تفرقه دو اصلند که هیچیک از دیگری بی نیاز نیست و کسی که اشاره کند به تفرقه بدون جمع خدای را منکر است و کسی که اشاره کند به جمع بدون تفرقه قدرت خدای را منکر است و کسی که جمع کند میان آن دو موحد است . هجویری گوید: تفرقه در حکم افعال خداوند است که جمله ٔ مردم در حکم متفرقند یکی را حکم وجود است و یکی را حکم عدم که ممکن الوجود باشد. و یکی را حکم بقاست و یکی را حکم فنا یعنی گویند «جمع» علم توحید است و تفرقه علم احکام وگاه مراد از تفرقه مکاسب است و از «جمع» مواهب یعنی مجاهدت و مشاهدت . پس آنچه بنده از راه مجاهدت بدان راه یابد جمله تفرقه باشد و آنچه صرف عنایت و هدایت حق باشد جمع بود. جامی گوید: تفرقه عبارت از آنست که دل را بواسطه ٔ تعلق به امور متعدد پراکنده سازی و جمعیت ، آنکه از همه بمشاهده ٔ واحد پردازی . شاعر گوید: ای در دل تو هزار مشکل ز همه مشکل شود آسوده ترا دل ز همه دل را بیکی سپار و بگذر ز همه چون تفرقه ٔ دلست حاصل ز همه (فرهنگ مصطلحات عرفاء صص 112 -113). گفت جمع عین حق است . آنکه جمله ٔ اشیاء بدو قائم بود و تفرقه صفت حق است از باطل یعنی هرچه دون حق است باطل است به نسبت با حق . و هر صفت که باطل کند حق را، آن تفرقه بود. (تذکرةالاولیاء عطار). جمع آن است که بقلم داد آدم از اسماء و تفرقه آن است که از آن پراکنده شد و منتشر گشت درباب او. (تذکرة الاولیاء عطار). 1- پراكندگي، پريشاني، تشتت، جدايي، نفاق جمعيت
1- پراكندن، جدا كردن، جدايي انداختن، پراكنده ساختن division, schism, concision, divorcement, schismatism, scissoring, sequestration, deployment شعبة، تقسيم، قسم، انقسام، توزيع، قسمة، فصل، فئة، انفصال، كتيبة، خلاف، مقاطعة، فرز، نزاع، حاجز، فرع شعبة، مجموعة سفن بحرية، قطعة، مقطع bölüm division aufteilung división divisione بخش، تقسیم، لشکر، اختلاف، قسمت، شقاق، جدایی، انفصال، ایجاد جدایی، برش، قطع، پراکندگی، تجزیه، توقیف، مصادره، ضبط، توقیف غیر قانونی، گسترش، ارایش قشون، قرارگیری قشون یا نیرو، موضع گیری
... ادامه
783|0
مترادف:1- پراكندگي، پريشاني، تشتت، جدايي، نفاق
متضاد:جمعيت
1- پراكندن، جدا كردن، جدايي انداختن، پراكنده ساختن
شعبة|تقسيم , قسم , انقسام , توزيع , قسمة , فصل , فئة , انفصال , كتيبة , خلاف , مقاطعة , فرز , نزاع , حاجز , فرع شعبة , مجموعة سفن بحرية , قطعة , مقطع
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "تفرقه" در زبان فارسی به معنای جدایی، شکاف یا اختلاف بین افراد یا گروهها استفاده میشود. در استفاده از این واژه و نوشتارهای مرتبط با آن، رعایت برخی قواعد نگارشی و معنایی مهم است:
نوشتار کلمه: کلمه "تفرقه" باید به درستی و بدون اشتباهات املایی نوشته شود.
جایگاه در جملات: این کلمه معمولاً به عنوان اسم به کار میرود و میتواند به راحتی در جملات مختلف به کار رود. مثلاً:
تفرقه میان مردم جامعه آسیبزا است.
ترکیبهای معنایی: "تفرقه" میتواند با کلمات دیگر ترکیب شود، مانند:
تفرقهافکنی
تفرقهانگیز
نحوهی استفاده: وقتی از "تفرقه" استفاده میکنید، باید مطمئن شوید که معنای جمله به درستی بیان شده باشد و از نظر نگارشی نیز صحیح باشد.
موارد احتیاط: در متون علمی و رسمی، باید از کلمه "تفرقه" به صورت مناسب و در متنهای برازنده استفاده کنید تا از سوءتفاهمها جلوگیری شود.
توجه به بار معنایی: کلمه "تفرقه" معمولاً بار منفی دارد، بنابراین در نوشتن متنهایی که شامل این واژه میشوند، به این نکته توجه داشته باشید.
رعایت این نکات به تقویت نگارش و بیان شما کمک خواهد کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "تفرقه" در جمله آمده است:
تفرقه میان اعضای جامعه موجب تضعیف اتحاد و همکاری آنها میشود.
او همواره تلاش میکند تا تفرقه را در خانوادهاش از بین ببرد و رابطهها را قویتر کند.
پیامبر اسلام بر اهمیت وحدت و عدم تفرقه میان مسلمانان تأکید کردند.
تفرقه قومی میتواند باعث بروز درگیریهای ناخوشایند در کشور شود.
دشمنان هر ملت از تفرقه میان مردم آن استفاده میکنند تا به اهداف خود برسند.