جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: تلقین کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تعلیم کردن و پند دادن . (ناظم الاطباء). چیزی را در ذهن و فکر کسی حقیقت جلوه دادن . کسی را به چیزی معتقد کردن : بازیگر است این فلک گردان امروز کرد ملعبه تلقینم . ناصرخسرو. مر جان مرا روان مسکین دانی که چه کرد دوش تلقین . ناصرخسرو. این حدیث نبی کند تلقین و آن علوم وصی کند تکرار. خاقانی . مدحش مرا تلقین کند الهام یزدان هر نفس در هر دعا آمین کند ادریس و رضوان هر نفس . خاقانی . آرزوی تو مرا نوحه گری تلقین کرد کآرزوی تو کنم نوحه ٔ تر درگیرم . خاقانی . بس ای خاقانی از سودای فاسد که شیطان می کند تلقین سودا. خاقانی . کدامین بدره از ره برده بودت کدامین دیو تلقین کرده بودت . نظامی . زبان سوسن آزاده در حدیث آید اگر کنم به ثنای تواش سخن تلقین . جمال الدین سلمان (از آنندراج ). تا لبش کرد چو طوطی به سخن تلقینم شد قفس چوب نبات ازسخن شیرینم . صائب (ایضاً). تتبع سخن کس نکرده ام هرگز کسی نکرده بمن فن شعر را تلقین . صائب . || آنچه هنگام دفن کردن مرده از اعتقادات دینی بر سر گور او گویند : میان چاردیواری بخاکش کردم و از خون سر گورش بیندودم چو تلقین کردم ایمانش . خاقانی . رجوع به تلقین گفتن و تلقین شود. inculcate, insinuate, indoctrinate, insufflate, suggest, to suggest طبع في الذهن، رعى، نمى، غرس في الذهن، غرس فرو کردن، پایمال کردن، جایگیر ساختن، تلقین کردن، فهماندن، اشاره کردن، به اشاره فهماندن، داخل کردن، بطور ضمنی فهماندن، اموختن، اغشتن، اشباع کردن، تعالیم مذهبی یا حزبی را اموختن به، دمیدن، فوت کردن، پیدرپی روح دمیدن در، پیشنهاد کردن، اشاره کردن بر، بفکر خطور دادن، اظهار کردن
inculcate|insinuate , indoctrinate , insufflate , suggest , to suggest
عربی
طبع في الذهن|رعى , نمى , غرس في الذهن , غرس
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "تلقین کردن" به معنای القای مفاهیم یا ایدهها به دیگران است. در زبان فارسی، این کلمه به عنوان یک فعل ترکیبی و چند جزئی به کار میرود. در زیر نکات نگارشی و قواعد مربوط به آن آمده است:
نحوه نگارش: "تلقین کردن" به صورت جداگانه نوشته میشود و "کردن" به عنوان فعل کمکی به کار میرود.
جنس و نوع فعل: "تلقین" یک اسم است و "کردن" یک فعل. ترکیب آنها یک فعل مرکب میسازد که به فرآیند القای اطلاعات اشاره دارد.
صرف فعل: فعل "کردن" بسته به فاعل و زمان، صرف میشود. مثلاً: «من تلقین میکنم»، «او تلقین کرده است»، «ما در حال تلقین کردن هستیم» و...
استفاده درست: در جملات باید دقت شود که "تلقین کردن" به درستی و در بافت مناسب به کار رود. به عنوان مثال: «استاد به دانشآموزان تلقین کرد که به هدفهای خود باور داشته باشند.»
ترکیبات و اصطلاحات: این کلمه به تنهایی میتواند به همراه دیگر کلمات مانند «تلقین مثبت» یا «تلقین منفی» به کار رود.
نکتههای نگارشی: در نوشتار رسمی، بهتر است از اصطلاحات مناسب و معادلهای دقیق استفاده شود.
با رعایت این نکات، میتوان از کلمه "تلقین کردن" به درستی در نوشتهها و گفتوگوها استفاده کرد.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: فرو کردن، پایمال کردن، جایگیر ساختن، تلقین کردن، فهماندن، اشاره کردن، به اشاره فهماندن، داخل کردن، بطور ضمنی فهماندن، اموختن، اغشتن، اشباع کردن، تعالیم مذهبی یا حزبی را اموختن به، دمیدن، فوت کردن، پیدرپی روح دمیدن در، پیشنهاد کردن، اشاره کردن بر، بفکر خطور دادن، اظهار کردن
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر