license
98
3273
100
معنی کلمه جالب معنی واژه جالب
معنی:
جالب . [ ل ِ ] (ع ص ) از جلب . بسوی خود کشنده چیزی را. (آنندراج ). کشنده و جلب کننده . از جائی به جائی . کشنده . در تداول فارسی امروز جالب توجه و گاه بمعنی موضوع خوش آیند و مرادف «انترسان » بکار رود. || غوغاکننده . آوازدهنده . || آنکه ارزاق رابه سوی شهرها حمل و نقل میکند : الجالب مرزوق والمحتکر ملعون . || فراهم آورنده ٔ جماعت . || (اِ) بانگ بر اسب وقت دوانیدن . (ناظم الاطباء). || (ص ) جرح جالب ؛ جراحت به شده . ج ، جوالب و جُلَّب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).مترادف جاذب، گيرا، ربايندهانگلیسی attractive, yummy, marvelous, memorable, arresting, absorbing, spicy, marvellous, well-off, drawing card, interestingترکی İlginçفرانسوی intéressantآلمانی interessantاسپانیایی interesanteایتالیایی interessanteمرتبط مورد توجه، فریبنده، دلربا، دلکش، جالب توجه، خوش مزه، لذیذ، زیبا، عجیب، حیرت اور، حائز امیت، یاد اوردنی، توقیف کننده، جذاب، درکش، دراشام، تند، ادویه دار، معطر، زننده، ادویه زده، ثروتمند، دارای زندگی اسوده، پولدار، چیز جالب توجه
مترادف:
جاذب، گيرا، رباينده
ترکیب:
(صفت) [عربی]
مختصات:
(لِ) [ ع . ] (اِفا.)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
jAleb
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
36
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
attractive | yummy , marvelous , memorable , arresting , absorbing , spicy , marvellous , well-off , drawing card , interesting
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)کلمه "جالب" در زبان فارسی به معنای جذاب یا مورد توجه است. برای استفاده صحیح از این کلمه و رعایت قواعد نگارشی، نکات زیر را در نظر داشته باشید:
مکان و موقعیت کلمه : "جالب" میتواند به عنوان صفت به کار رود و معمولاً قبل از اسم میآید. به عنوان مثال:
ترکیبهای مختلف : "جالب" میتواند با دیگر واژهها ترکیب شود و مفاهیم جدیدی ایجاد کند:
وسعت کاربری : "جالب" میتواند در جملات مختلف به کار رود. به عنوان مثال:
این فیلم بسیار جالب بود.
نکته جالبی در مورد این موضوع وجود دارد.
قواعد نگارشی :
در نوشتار رسمی، حتماً از ویرگول و نقاط مناسب استفاده کنید تا جملات واضح و قابل فهم باشند.
اگر در یک متن رسمی استفاده میکنید، از زبان ساده و روان بهره بگیرید.
استفاده در مقایسه : میتوانید از "جالبتر" و "جالبترین" برای مقایسه استفاده کنید:
این کتاب جالبتر از آن کتاب است.
این رویداد جالبترین اتفاق سال بود.
با رعایت این نکات، میتوانید به طور مؤثری از کلمه "جالب" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)البته! در اینجا چند جمله با استفاده از کلمه "جالب" آورده شده است:
این کتاب جدید واقعاً جالب است و داستانهای جذابی در آن وجود دارد.
دیروز یک برنامه مستند جالب درباره حیات وحش دیدم.
او همیشه ایدههای جالبی برای نوشتن دارد که همه را به فکر فرو میبرد.
برگزاری این نمایشگاه برای هنرمندان جالب بود و فرصت خوبی برای نمایش آثارشان فراهم کرد.
اطلاعاتی که در مورد فرهنگهای مختلف یاد گرفتم، بسیار جالب و آموزنده بود.
امیدوارم این مثالها مفید باشند!
لغتنامه دهخدا واژگان مرتبط: مورد توجه، فریبنده، دلربا، دلکش، جالب توجه، خوش مزه، لذیذ، زیبا، عجیب، حیرت اور، حائز امیت، یاد اوردنی، توقیف کننده، جذاب، درکش، دراشام، تند، ادویه دار، معطر، زننده، ادویه زده، ثروتمند، دارای زندگی اسوده، پولدار، چیز جالب توجه