جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: دری . [ دَرْی ْ/ دِرْی ْ / دُ ری ی ] (ع مص ) دانستن چیزی را یا دانستن به نوعی از حیله . و از آن است «لاأدرِ» به حذف یاء برای تخفیف بجای «لاأدری » به معنی نمیدانم . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). دَریة. درَیان . دِرَیان . دِرایَة. دَرایَة. و رجوع به درایة شود. || فریب دادن صید را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). فریفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). || خاریدن سر را با «مدری » و شانه . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) . تابناك، درخشان، درخشنده، روشن تازي door, doorjamb, doorpost, pylon, wicket, pearl, plug, valve, a door باب، أبواب، مدخل، باب السيارة، باب المبني bir kapı une porte eine tür una puerta una porta درب، در، باب، راهرو، چهارچوب، باهو، برج، پیل یا تیر برق، شاه تیر، چوگان، حلقه، باجه، دریچه، دروازه کوچک، مروارید، صدف، اب مروارید، دو شاخه، توپی، قاچ، سر، شیر، سوراخ گیر، سوپاپ، لامپ، سر پوش
ترکیب:
(صفت نسبی، منسوب به دُرّ) [عربی: درّیّ] [قدیمی]
مختصات:
(دَ)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
dari
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
214
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
door|doorjamb , doorpost , pylon , wicket , pearl , plug , valve , a door
ترکی
bir kapı
فرانسوی
une porte
آلمانی
eine tür
اسپانیایی
una puerta
ایتالیایی
una porta
عربی
باب|أبواب , مدخل , باب السيارة , باب المبني
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
در زبان فارسی، کلمه "دری" میتواند به معانی مختلفی اشاره داشته باشد. در اینجا به برخی از قواعد و نکات نگارشی و معنایی مرتبط با این کلمه پرداخته میشود:
معنا و مفهوم:
"دری" به معنای "دریا" و "آب بزرگ" است که در بعضی از متون قدیمی به کار میرود.
در برخی مواقع، "دری" به عنوان صفتی برای توصیف چیزی به کار میرود.
استفاده و ترکیبها:
این کلمه ممکن است با دیگر کلمات ترکیب شود، مثلاً "دریای خزر" یا "دریای عمان".
همچنین میتواند به عنوان صفت در جملات به کار رود. مثلاً "آب دری آرام است."
قواعد نگارشی:
در نوشتار فارسی، باید توجه داشت که "دری" به صورت پیوسته و با رعایت اصول نگارشی نوشته شود.
در جملات، حتماً باید به جایگاه آن دقت کرد تا خوانایی متن حفظ شود.
نکات صرفی:
این کلمه نمیتواند به صورت جمع نوشته شود؛ بنابراین "دریها" غلط است و باید به صورت مفرد "دری" باقی بماند.
نکات تلفظی:
در تلفظ این کلمه، توجه به نوع واژه و زمینه استفاده میتواند تأثیرگذار باشد؛ مثلاً در اشعار یا ادبیات که ممکن است نیاز به تلفظ خاصی باشد.
با رعایت این نکات، میتوانید به درستی از کلمه "دری" در نگارش فارسی استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال از استفاده کلمه "دری" در جملات آورده شده است:
دری که در حیاط خانهام نصب شده، بسیار زیبا و جذاب است.
او از دری که به باغ میرفت، خارج شد و با دوستانش قدم زد.
ما در یک روز آفتابی، کنار دری بزرگ دریا نشسته و از منظره لذت بردیم.
در سفر به شمال، دری را دیدیم که به زیبایی در حال غروب بود.
صدای امواج دریا از پشت دری که باز بود، به گوش میرسید.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: درب، در، باب، راهرو، چهارچوب، باهو، برج، پیل یا تیر برق، شاه تیر، چوگان، حلقه، باجه، دریچه، دروازه کوچک، مروارید، صدف، اب مروارید، دو شاخه، توپی، قاچ، سر، شیر، سوراخ گیر، سوپاپ، لامپ، سر پوش
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر