جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: سپار. [ س ُ ] (اِ) هندی باستان «فالَه » (دسته ٔ خیش ) از ریشه ٔ «فَل - سفَل » (باز کردن )، سریکلی «سپور» (خیش ). گاوآهن که زمین شکافند. (لغت فرس 137) (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). آهن جفت را گویند وآن آهنی باشد سرتیز که زمین به آن شیار کنند. (برهان ). آهنی باشد سرتیز که زمین بدان شیار کنند و آن راآهن جفت خوانند. (جهانگیری ) (آنندراج ) : تراگردن دربسته بِه ْ به یوغ وگرنه نروی راست با سپار. لبیبی (از گنج بازیافته ، دبیرسیاقی ص 24). ای مردمی بصورت و جسم و بدن ستور بر گردن تو یوغ من است و سپار من . ناصرخسرو. ای بدو رخ بسان تازه بهار نکنی کار جز به بیل و سپار. مسعودسعد. 1- لگدكوب
2- چرخشت
3- ظرف انگور، سپاس داشتن، شكر نعمت كردن، منت پذير بودن، منت داشتن
4- اسباب خانه spar الصاري، عارضة، وتد، ملاكمة، عتلة، مشاجرة كلامية، نزاع، قائمة، السبار معدن لامع، تناوش، تنازع، تظاهر بالملاكمة، لاكم للتسلية maç longeron spar espato longarone
کلمه "سپار" به شکلهای مختلف در زبان فارسی استفاده میشود و به معنای واگذاردن یا تسلیم کردن است. در اینجا به موارد نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه میپردازیم:
به کار بردن صحیح فعل: "سپار" در زمانهای مختلف صرف میشود. به عنوان مثال:
حال: میسپارم، میسپاری، میسپارد
گذشته: سپردم، سپردی، سپرد
استفاده در جملات: این کلمه معمولاً به همراه مفعول استفاده میشود. مثلاً:
"کتاب را به دوستم میسپارم."
"او راز خود را به من سپرد."
نکات نگارشی:
در نوشتن، همواره به همخوانی فعل و مفعول توجه داشته باشید.
جملات را به گونهای بنویسید که فهم آنها آسان باشد و کلمات به خوبی در کنار هم قرار گیرند.
نکات ظریف معنایی: "سپار" ممکن است در بافتهای مختلف معانی متفاوتی داشته باشد، از جمله واگذاری مسئولیت یا اعتماد به کسی.
امیدوارم این نکات به شما در استفاده صحیح از کلمه "سپار" کمک کند! اگر سوال یا مورد خاصی دارید، خوشحال میشوم کمک کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "سپار" در جملات آورده شده است:
من این مسئولیت را به تو میسپارم تا همه چیز به خوبی پیش برود.
لطفاً نامهات را به او بسپار تا به مقصد برسد.
سرپرست پروژه تمام وظایف را به یکی از اعضای تیم سپرد.
ما کارهای روزمرهام را به یک مضمون سپردیم تا در زمان بیشتری صرفهجویی کنیم.
او تصمیم گرفت رازهایش را فقط به بهترین دوستش بسپارد.
اگر مثالهای بیشتری نیاز دارید یا به شکل خاصتری از جملهها علاقهمندید، لطفاً بفرمایید!