جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: عرق . [ ع َ ] (ع اِ) استخوان که گوشت از وی رندیده و خورده باشند. (منتهی الارب ). استخوانی که گوشت از وی باز کرده باشند. (غیاث اللغات ). استخوانی که قسمت اعظم گوشت لخم آن را گرفته باشند و پاره های گوشت نازک و لذیذ بر آن مانده باشد. (از اقرب الموارد). ج ، عِراق ، و نیز عُراق به ضم به طور نادر آمده است ، چه جمع بر وزن فُعال جز کلمه ای چند در لغت عرب به کار نرفته است و از آن جمله است : تُؤام ، ج ِ توام . رُباب ، ج رُبَّی . ظؤار، ج ظئر. عُراق ، ج ِ عرق . رُخال ، ج ِ رخِل . و فُرار، ج ِ فَریر. و برخی چند کلمه ٔ دیگر بر آن افزوده اند. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و یا اینکه عرق استخوان با گوشت است ، وعراق استخوانی است که گوشت از وی رندیده و خورده باشند و یا هر دو لفظ جهت هر دو معنی است ، و از آن جمله است حدیث «تناول النبی (ص ) عرقا ثم صلی و لم یتوضاء». (از منتهی الارب ). || راه پاسپرده و مسلوک . (منتهی الارب ). راهی که مردم آن را بپیمایند تا واضح و آشکار گردد. (از اقرب الموارد). || بوریا از برگ خرما بافته که هنوز زنبیل نساخته باشند. و یا زنبیل از برگ خرما. (منتهی الارب ). سفیفه ای که از «خوص » و غیره بافته باشند و هنوز آن را «زبیل » نکرده اند. و یا خود زبیل . و گویند پانزده صاع گنجایش دارد. (از اقرب الموارد). عَرَق . رجوع به عرق شود. 1- مشروب
2- خوي
3- شيره، عصاره sweat, perspiration, distillate, brandy, vodka, arrack, transudation عرق، تعرق، كدح، رشح، قلق، نضح، تخمر، تعفن، نز، أفرز، نتح، أرهق نفسه، حقق عملا من طريق الكدح، فقد شيئا من وزن جسمه، يعرق ter transpirer schweiß sudor sudore عرق ریزی، خوی، عرق بدن، کار سخت، کنیاک، براندی، ودکا، عرق روسی، عرق نارگیل و برنج، تراوش، فرانشت، ترشح، نفوذ، رسوخ
عرق|تعرق , كدح , رشح , قلق , نضح , تخمر , تعفن , نز , أفرز , نتح , أرهق نفسه , حقق عملا من طريق الكدح , فقد شيئا من وزن جسمه , يعرق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "عرق" در زبان فارسی معانی و کاربردهای مختلفی دارد و در نوشتار و گفتار میتوان به شیوههای متنوعی از آن استفاده کرد. در زیر به برخی قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه اشاره میکنیم:
نحوه نوشتن: کلمه "عرق" به همین شکل نوشته میشود و نیازی به ابتدای بزرگ یا دیگر تغییرات در نوشتار ندارد، مگر در موارد خاص مثل شروع جمله.
معانی:
عرق به معنای مایعی که از بدن انسان در اثر گرما یا فعالیت ترشح میشود.
در معنای دیگر، به نوشیدنیهای الکلی نیز اشاره دارد.
ترکیبات:
"عرق کردن": به معنای عرق دادن بدن در اثر گرما یا فعالیت.
"عرق نعناع"، "عرق بیدمشک" و...: به معنی نوشیدنیهای گیاهی که از تقطیر گیاهان به دست میآیند.
نکات نگارشی:
در جملات، معمولاً پس از واژه "عرق" میتوان از علامتهای نگارشی مناسب استفاده کرد (نقطه، ویرگول و غیره) تا ارتباط معنایی جملات روشنتر شود.
در استفاده از "عرق" به عنوان اسم، توجه به جمع و مفرد آن نیز مهم است. جمع آن "اعراق" است، ولی در صحبتهای عامیانه کمتر استفاده میشود.
تعارض معنایی:
در متون علمی و ادبی، باید به دقت از معانی مختلف "عرق" استفاده کرد تا از بروز ابهام جلوگیری شود.
با رعایت این نکات میتوانیم به نحوی اصولی و صحیح از کلمه "عرق" در نوشتار و گفتار فارسی بهره ببریم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
بعد از یک روز طولانی کار در زیر خورشید، عرق بر پیشانیاش نشسته بود.
عرق توکیو یکی از خوشمزهترین و پرطرفدارترین نوشیدنیهای محلی است.
او برای کاهش استرس، عرق گیاهی را به عنوان یک راه حل طبیعی انتخاب کرد.