کمپرس کردن
licenseمعنی کلمه کمپرس کردن
معنی واژه کمپرس کردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
596
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to compress
عربی
ضغط | كبس , عصر , تكثف , ركز , انضغط , كثف , انعصر , للضغط
