ناچار کردن
licenseمعنی کلمه ناچار کردن
معنی واژه ناچار کردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
529
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to force
عربی
فرض | تجبر , اضطر , كره , دفع بالقوة , شق طريقه بالقوة , اغتصب , إنتزع عنوة , توغل , سرع , لإجبار
