شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

induce  |

وادار کردن

معنی: وادار کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) واداشتن . (یادداشت مؤلف ) (ناظم الاطباء). مجبور کردن . ناگزیر کردن . ناچار کردن . الزام . (یادداشت مؤلف ). رجوع به واداشتن و الزام شود. || ترغیب کردن . تحریک کردن برانگیختن . رجوع به کلمه های مزبور شود. || نگاه داشتن . (ناظم الاطباء). || ایستاده کردن کاروانیان است چارپایان خود را در میان راه برای آب انداختن یعنی بول نمودن و کمیز انداختن . (آنندراج ، از فرهنگ ترکتازان ).
... ادامه
1122 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: (کَ دَ) (مص م .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 486
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
induce | persuade , compel , impel , enforce , oblige , move , endue , have , influence , instigate , to force
عربی
حث | عجل الولادة , أنتج , حرك , قنع , استنتج , استمال , أغرى , أحدث , إستقرى يتتبع الجزئيات , الحث
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «وادار کردن» یک فعل مرکب در زبان فارسی است که به معنای مجبور کردن کسی به انجام کاری به کار می‌رود. در استفاده از این واژه و قواعد نگارشی آن، نکات زیر باید مد نظر قرار گیرد:

  1. ساختار کلمه: «وادار» از ریشه «ادرار» به معنای «مجبور کردن» و پسوند «کردن» ساخته شده است. لذا ساختار آن به شکل «مفعول اول (کسی) + مفعول دوم (کاری)» است.

  2. نحوه استفاده: معمولاً به صورت جملات «فلانی را وادار به انجام کاری کرد» به کار می‌رود. مانند:

    • او مرا وادار به مطالعه کرد.
  3. فعل متعدی: «وادار کردن» یک فعل متعدی است و نیاز به مفعول دارد. بنابراین در جمله باید همواره به مفعولی اشاره شود که وادار می‌شود.

  4. نکات نگارشی:

    • در نوشتار رسمی، از کلمات و عبارات دیگر مانند «اجبار» و «مجبور ساختن» نیز استفاده کنید تا تنوع ایجاد کنید.
    • توجه داشته باشید که جملات باید به‌گونه‌ای بیان شوند که منظور به‌خوبی منتقل شود و از ابهام جلوگیری شود.
  5. مخالفان و هم‌معناها: «وادار کردن» در مقابل فعل‌های «آزاد گذاشتن» یا «بی‌نیاز کردن» قرار می‌گیرد.

  6. زبان محاوره: در زبان محاوره، ممکن است شکل‌های غیررسمی دیگری نیز از این فعل استفاده شود، اما در نوشتار رسمی، استفاده از شکل کامل و دقیق‌تر توصیه می‌شود.

با رعایت این نکات، می‌توانید به‌خوبی از کلمه «وادار کردن» در جملات فارسی استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. معلم تلاش کرد تا دانش‌آموزان را به یادگیری بهتر وادار کند.
  2. فشار اجتماعی می‌تواند افراد را به انتخاب‌های خاص وادار کند.
  3. او تصمیم گرفت که پیشرفت خود را با تلاش بیشتر وادار کند.

واژگان مرتبط: تحریک شدن، اعوا کردن، استنتاج کردن، تهییج شدن، ترغیب کردن، بران داشتن، مجبور کردن، مجبور ساختن، بر آن داشتن، اجرا کردن، از پیش بردن، تاکید کردن، ممنون کردن، مرهون ساختن، متعهد شدن، لطف کردن، حرکت دادن، حرکت کردن، جنبیدن، تکان دادن، بجنبش دراوردن، بخشیدن، بخشیدن به، پوشیدن، پوشاندن، اراستن، داشتن، دارا بودن، گذاشتن، رسیدن به، دانستن، نفوذ کردن بر، تاثیر کردن بر، تحت نفوذ خود قرار دادن، تحریک کردن، بر انگیختن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری