شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

cauterize  |

داغ کردن

معنی: 1 - بسیار گرم کردن . 2 - سوزاندن موضعی به وسیلة آلتی فلزی که در آتش سرخ شده .
735 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: (کَ دَ) (مص م .)
آواشناسی:
منبع: فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد: 1279
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
cauterize | singe , brand , to heat
عربی
كوى | عالج بالكي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "داغ کردن" در زبان فارسی به معنای گرم کردن یا پیش بردن چیزی به درجه‌ای از حرارت است. این فعل می‌تواند در چندین کاربرد مختلف استفاده شود. در اینجا به چند قاعده و نکته نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره می‌کنیم:

  1. نحوه نوشتن: کلمه "داغ کردن" باید با فاصله نوشته شود، زیرا کلامی مرکب است و شامل یک اسم (داغ) و یک فعل (کردن) می‌باشد.

  2. زمان فعل: بسته به زمان و شخص، "داغ کردن" به اشکال مختلف صرف می‌شود. مثلاً "داغ می‌کنم"، "داغ کرد"، و غیره.

  3. معانی مختلف: این کلمه می‌تواند به معنای فیزیکی مانند داغ کردن غذا یا آب، یا به معنای احساسی مانند "داغ دل" به کار رود.

  4. استفاده در جملات: هنگام استفاده از "داغ کردن" در جملات، باید با سایر کلمات هماهنگ باشد. مثلاً: "من این آب را داغ کردم." یا "او داغ دلش را نمی‌تواند پنهان کند."

  5. استفاده ادبی: این کلمه در متون ادبی و شعر نیز می‌تواند استعاره‌ای برای احساسات عمیق یا هیجانی باشد.

  6. ترکیب با دیگر واژه‌ها: "داغ کردن" می‌تواند با واژه‌های دیگر ترکیب شود. مثلاً "داغی" به معنی حالت داغ و "داغدار" به معنای کسی که داغ دیده است.

با رعایت این نکات می‌توانید به درستی و در جملات معنادار از "داغ کردن" استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. صبح زود، او چای داغ کرده و به آرامی در کنار پنجره نشسته بود.
  2. برای تهیه خورشت، ابتدا مواد را در قابلمه داغ کرده و سپس ادویه‌ها را اضافه کرد.
  3. در روزهای سرد تابستان، هیچ چیز بهتر از داغ کردن یک کاسه سوپ نیست.

واژگان مرتبط: داغ زدن، سو زاندن، سوختن، بو دادن، بطور سطحی سوختن، لکه دار کردن، علامت گذاشتن، خاطرنشان کردن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری