مات کردن
licenseمعنی کلمه مات کردن
معنی واژه مات کردن
amaze
|
مات کردن
مترادف:
1- به تعجب واداشتن، شگفت زده كردن، مبهوت كردن، بهت زده كردن
2- حيران كردن، حيرت زده كردن، متحير كردن، سرگردان كردن
3- عاجز كردن، درمانده كردن
4- در تنگنا قرار دادن (حريف)
5- از حركت بازداشتن (مهره شاه حريف درشطرنج)، شهمات
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات:
(کَ دَ) (مص م .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
715
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
amaze | checkmate , confound , astonish , to dull
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "مات کردن" در زبان فارسی به معنای سردرگم کردن، گیج کردن یا به حالت عدم تمرکز درآوردن است. این واژه به صورت فعل مرکب است و معمولاً در جملهها به شکلهای مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. در زیر به برخی از قواعد نگارشی و نکات استفاده این کلمه اشاره میکنم:
-
جایگاه فعل:
- در زبان فارسی، فعل معمولاً در انتهای جمله قرار میگیرد. مثلاً: "او به طور ناگهانی مرا مات کرد."
-
استفاده از فعل به صورت مصدری:
- میتوانید از "مات کردن" به عنوان مصدر استفاده کنید: "مات کردن دیگران در این بازی آسان نیست."
-
مضاف و مضاف الیه:
- میتوانید این کلمه را در عبارات مضاف و مضاف الیه نیز به کار ببرید: "مات کردن حریفان یکی از مهارتهای اصلی این ورزش است."
-
نکات نگارشی:
- در نوشتار رسمی، از استفاده از زبان محاورهای پرهیز کنید و به واژگان استاندارد توجه کنید.
- استفاده از نقطهگذاری مناسب در جملات میتواند به وضوح بیشتر بیان کمک کند.
-
جملات منفی:
- شکل منفی این فعل به شکل "مات نکردن" است: "او نتوانست به خوبی حریفش را مات کند."
- فعل های هممعنی:
- میتوانید از کلمات هممعنی برای تنوع در نوشتار استفاده کنید، مانند "سردرگم کردن" یا "گیج کردن".
با رعایت این نکات میتوانید در نوشتار خود از کلمه "مات کردن" به درستی و به نحو احسن استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- وقتی او به من ناگهان خبر ازدواجش را داد، به شدت مات شدم و نتوانستم چیزی بگویم.
- اجرای بینظیر بازیگر در نمایش، تماشاگران را مات کرد و برای دقایقی سکوت حاکم شد.
- طراحی خاص این نقاشی، بینندگان را مات کرده و آنها را به تفکر درباره معنا و مضمون آن وادار میکند.
