آش
licenseمعنی کلمه آش
معنی واژه آش
اطلاعات بیشتر واژه | |||
---|---|---|---|
مترادف | با، سكبا، شوربا، وا | ||
انگلیسی | pottage, potage, ash | ||
عربی | حساء، حساء اللحم، بوتاج | ||
ترکی | kül | ||
فرانسوی | cendre | ||
آلمانی | asche | ||
اسپانیایی | ceniza | ||
ایتالیایی | cenere | ||
مرتبط | اش، شوربای ارد جو دو سر، ابگوشت غلیظ | ||
تشریح نگارشی | تشریح نگارش (هوش مصنوعی) کلمه "آش" در زبان فارسی به چندین معنی و کاربرد مختلف اشاره دارد. در اینجا به بررسی برخی از قواعد نگارشی و معنایی آن میپردازیم:
با رعایت این نکات میتوانید از کلمه "آش" به درستی و بهصورت مؤثر در نگارشهای خود استفاده کنید. | ||
مثال برای واژه | مثال برای واژه (هوش مصنوعی) البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "آش" در جملات مختلف آورده شده است:
اگر سوال دیگری دارید یا نیاز به جملات بیشتری هستید، خوشحال میشوم کمک کنم! | ||
واژه | آش | ||
معادل ابجد | 301 | ||
تعداد حروف | 2 | ||
تلفظ | 'āš | ||
نقش دستوری | اسم | ||
ترکیب | (اسم) | ||
مختصات | ( اِ.) | ||
آواشناسی | 'AS | ||
الگوی تکیه | S | ||
شمارگان هجا | 1 | ||
منبع | فرهنگ فارسی معین | ||
نمایش تصویر | معنی آش | ||
پخش صوت |
[ سنس . ] 1 - غذای آبدار که از حبوبات و روغن و سبزی و مانند آن درست کنند. 2 - آهار و مایعی که برای دباغی پوست حیوانات ب ه کار برند. ؛ ~برای کسی پختن توطئه ای برای کسی ترتیب دادن . ؛ همان ~ُ همان کاسه وضع به همان منوال است که بود، هیچ تغییر نکرده است . ؛ ~با جاش کنایه از آدم طمع کاری که علاوه بر آش به کاسة آن نیز نظر دارد، کسی که انتظار بی مورد و بیش از حق خود دارد.
با، سكبا، شوربا، وا
pottage, potage, ash
حساء، حساء اللحم، بوتاج
kül
cendre
asche
ceniza
cenere
اش، شوربای ارد جو دو سر، ابگوشت غلیظ
کلمه "آش" در زبان فارسی به چندین معنی و کاربرد مختلف اشاره دارد. در اینجا به بررسی برخی از قواعد نگارشی و معنایی آن میپردازیم:
-
معنی: "آش" معمولاً به غذایی که از مواد مختلفی مانند حبوبات، سبزیجات و ادویهجات تهیه میشود، اشاره دارد. همچنین ممکن است به معنای نوع خاصی از غذاها (مثل آش رشته، آش گوجهفرنگی و ...) به کار رود.
-
استفاده در جملات:
- "ما امروز آش خوردیم."
- "آش رشته یکی از محبوبترین غذاهای ایرانی است."
-
نحوه نوشتن:
- کلمه "آش" به صورت ساده نوشته میشود و نیازی به استفاده از حروف اضافه یا نشانههای خاص ندارد.
- در صورت ترکیب با سایر کلمات، مانند "آش دوغ" یا "آش شلهقلمکار"، به صورت ترکیبی نوشته میشود.
-
نکات نگارشی:
- در متون رسمی یا ادبی، اگر در توصیف انواع غذاها یا آشها استفاده شود، بهتر است با دقت در انتخاب واژهها، توصیف دقیقتری از آنها ارائه شود.
- استفاده از صفتها و قیدها میتواند به غنای متن کمک کند، مثلاً "آش خوشمزه و معطر".
- قواعد جملهبندی:
- به عنوان فاعل، مفعول یا مبتدا در جملات مختلف استفاده میشود.
- مثلاً: "آش در دیگ در حال پخته شدن است." یا "من به آش علاقهمند هستم."
با رعایت این نکات میتوانید از کلمه "آش" به درستی و بهصورت مؤثر در نگارشهای خود استفاده کنید.
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "آش" در جملات مختلف آورده شده است:
- آش رشته یکی از غذاهای سنتی ایرانی است که در مناسبتهای خاص تهیه میشود.
- امروز مادر برای ناهار آش جو درست کرده بود که بسیار خوشمزه بود.
- برای تهیه آش گندم، ابتدا گندم را خیس کرده و سپس با سایر مواد مخلوط میکنیم.
- در فصل سرما، خوردن یک کاسه آش دندونی میتواند بسیار دلگرمکننده باشد.
- او هر هفته شنبهها آش میپزد و به خانه همسایهها میدهد.
اگر سوال دیگری دارید یا نیاز به جملات بیشتری هستید، خوشحال میشوم کمک کنم!