license
98
598
100
معنی کلمه پیشه معنی واژه پیشه
معنی:
۱. هر کاری که کسی برای امرار معاش در پیش بگیرد؛ شغل؛ حرفه؛ کار؛ هنر: زراعتپیشه. ۲. عادت و خوی (در ترکیب با کلمۀ دیگر): آزپیشه، بدپیشه، بیدادپیشه، جفاپیشه، خردپیشه، ستمپیشه، عاشقپیشه، عیارپیشه، کرمپیشه، گداپیشه، هنرپیشه. 〈 پیشه ساختن: (مصدر متعدی) [قدیمی] = 〈 پیشه کردن 〈 پیشه کردن: (مصدر متعدی) ۱. پیشه کردن؛ پیشه ساختن. ۲. کاری را حرفه و شغل خود قرار دادن. 〈 پیشه گرفتن: (مصدر متعدی) [قدیمی] = 〈 پیشه کردن: ♦ هر آنکس که او پیشه گیرد دروغ / ستمگاره خوانیمش و بیفروغ (فردوسی: ۷/۴۵۴).مترادف حرفه، شغل، صناعت، صنف، عمل، كار، كسب، مشغله، مكسب، منصبانگلیسی craft, occupation, profession, trade, calling, vocation, pursuit, function, mysteryعربی طائرة، حرفة، صنعة، براعة، أعضاء نقابة، مكر، مركب صغير، دهاء، أصحاب الحرفة الواحدةترکی meslekفرانسوی professionآلمانی berufاسپانیایی profesiónایتالیایی professioneمرتبط مهارت، پیشه وری، هنر، صنعت، نیرنگ، اشغال، اشتغال، تصرف، اعتراف، اقرار، سوگند ملایم، تجارت، بازرگانی، داد و ستد، مبادله کالا، سوداگری، فراخوانی، صدا، ندا، پیشه و شغل، کار، حرفهای، احضار، تعقیب، دنبال، پیگرد، تعاقب، تابع، کارکرد، وظیفه، راز، معما، سر، رمز
مترادف:
حرفه، شغل، صناعت، صنف، عمل، كار، كسب، مشغله، مكسب، منصب
ترکیب:
(اسم) [پهلوی: pēšak]
مختصات:
(ش ِ) (اِ.)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
piSe
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
317
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
craft | occupation , profession , trade , calling , vocation , pursuit , function , mystery
عربی
طائرة | حرفة , صنعة , براعة , أعضاء نقابة , مكر , مركب صغير , دهاء , أصحاب الحرفة الواحدة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)کلمه "پیشه" در زبان فارسی به معنی شغل، حرفه یا کار است. برای استفاده صحیح از این کلمه و نگارش آن، میتوان به چند نکته قواعدی و نگارشی اشاره کرد:
املا : کلمه "پیشه" به صورت صحیح نوشته میشود و از حروف "پ"، "ی"، "ش" و "ه" تشکیل شدهاست.
نکات دستوری :
این کلمه معمولاً به عنوان اسم استفاده میشود و میتواند جمع بسته شود: "پیشهها".
در جملات، میتوان از آن به عنوان مفعول، فاعل یا مبتدا استفاده کرد. مثلاً:
"او یک پیشهور ماهر است."
"پیشهاش نجاری است."
استفاده در ترکیبها : "پیشه" میتواند در ترکیبهای مختلف به کار رود، مانند "پیشهوری"، "پیشهی هنری" و غیره.
قواعد نگارشی :
در نوشتن متنها، برای ارتباط بهتر میان جملات و پاراگرافها، استفاده از "پیشه" در زمینههای مختلف میتواند به غنای متن کمک کند.
در نگارش رسمی و ادبی، دقت در انتخاب جملات و استفاده از کلمه "پیشه" به شیوهای مناسب و معنادار اهمیت دارد.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "پیشه" به درستی و به طور مؤثر در نوشتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)البته! در اینجا چند جمله با کلمه «پیشه» آورده شده است:
او از کودکی تصمیم گرفت که به پرورش گل و گیاهان بپردازد و این را به عنوان پیشه خود انتخاب کرد.
پدرم یک نجار ماهر است و همواره به من میگوید که در انتخاب پیشهام باید به علاقهام توجه کنم.
یادگیری یک پیشه جدید میتواند به شما در پیدا کردن شغل مناسب کمک کند.
در فرهنگ ما، احترام به پیشههای مختلف از اهمیت بالایی برخوردار است.
او به تازگی پیشه خود را تغییر داده و به عنوان یک طراح گرافیک مشغول به کار شده است.
اگر مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
فرهنگ فارسی عمید واژگان مرتبط: مهارت، پیشه وری، هنر، صنعت، نیرنگ، اشغال، اشتغال، تصرف، اعتراف، اقرار، سوگند ملایم، تجارت، بازرگانی، داد و ستد، مبادله کالا، سوداگری، فراخوانی، صدا، ندا، پیشه و شغل، کار، حرفهای، احضار، تعقیب، دنبال، پیگرد، تعاقب، تابع، کارکرد، وظیفه، راز، معما، سر، رمز