شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

بیرون آوردن

معنی: بیرون آوردن . [ وَ دَ ] (مص مرکب ) بیرون بردن . برآوردن . بدر آوردن . خارج کردن . (ناظم الاطباء). برون آوردن . اخراج :
که آرد از شجر بیرون که بخشد لذت و بویش
که اندر شاخ چوب او را نگویی بارور دارد.
ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص 134).
اگر ناری سر اندر زیر طاعت
بمحشر جانت بیرون ناری از نار.
ناصرخسرو.
و رجوع به برون آوردن شود.
- بیرون آوردن بر ؛ خروج دادن . (یادداشت مؤلف ). شورانیدن . مسلط ساختن بقهر و غلبه : غرض تو آن بود که ملک بر من بشورانی و خاص و عام را بر من بیرون آری . (تاریخ بیهقی ).0 گفت یا امیر حکم خدای این بودکه مرا بر تو بیرون آورد و ما امروز بچشم خویش می بینیم این کار بدین عظیمی را. (تاریخ بخارای نرشخی ص 100). ببخارا مردی پدید آمده است و ولایت بر ما شوریده میدارد و قومی را برخلاف ما بیرون آورده است . (تاریخ بخارای نرشخی ص 71). رجوع به برون آوردن شود.
- بیرون آوردن کسی را از بیماری ؛ علاج نمودن . شفا بخشیدن : و بچنین تدبیرها بیرون آوردم او را ازین بیماری و بجمله علاج این کس همان بود. (هدایةالمتعلمین ص 248).
|| تشخیص دادن : اندر شناختن و بیرون آوردن که هر بیماری کدام بیماری است . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). || استخراج کردن . (یادداشت مؤلف ) : و جواهر از معادن بیرون آورد. (نوروزنامه ). و زر و نقره ومس و ارزیز و سرب از کانها بیرون آورد. (نوروزنامه ). رجوع به برون آوردن شود. || تبریز؛ بیرون آوردن و از همسران خود درگذشتن به فضل . (ترجمان القرآن ) (دهار). آشکار کردن . || ابداع . (یادداشت مؤلف ). پدید آوردن : و این علم را [علم موسیقی را ] فیثاغورس حکیم بیرون آورد. (نفایس الفنون ). || برگزیدن . اختیار کردن : از میان آن قوم سه پیر بیرون آوردند خردمندتر. (تاریخ بیهقی ).
... ادامه
546 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 529
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
عربی
مغرفة | سبق صحفي , مجرفة , نبأ مثير , فائدة , صفيحة , تجويف , حلج القطن , حقق فائدة كبيرة , غرف , إنفرد بنشر الخبر , أخذ بمغرفة , جوف , نزع الحب , سبق غيره في نشر الخبر

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری