جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
search|seek , scour , look for , attempt , ransack , quest , comb , fish , grub , mouse , snook , to search
عربی
بحث|تفتيش , تقص , بحث في , فتش , فحص , اكتشف , سبر , استكشف , تقصى , حاول إيجاد , استشار , يبحث
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "جستجو کردن" به معنای تلاش برای پیدا کردن یا بررسی چیزی است. در زبان فارسی، این ترکیب معمولاً با رعایت برخی قواعد نگارشی و دستوری مورد استفاده قرار میگیرد. در زیر به چند نکته مهم درباره استفاده از این کلمه پرداخته میشود:
نحو و ساختار جملات:
"جستجو کردن" معمولاً به عنوان فعل استفاده میشود و میتوان آن را به همراه مفعول به کار برد. به عنوان مثال: "من در اینترنت جستجو کردم."
فعل مورد نیاز:
در جملات میتوانید از فعلهای دیگری نیز استفاده کنید که معنی مشابهی دارند، اما "جستجو کردن" خود به عنوان یک فعل مستقل دارای معنی مشخص است.
زمان فعل:
این فعل میتواند در زمانهای مختلف صرف شود. برای مثال:
حال: "من جستجو میکنم."
گذشته: "من جستجو کردم."
آینده: "من جستجو خواهم کرد."
نکات نگارشی:
در هنگام نوشتن، اگر از این کلمه در متنهای رسمی استفاده میکنید، به قواعد و الگوهای نگارشی توجه کنید. مثلاً در نوشتار رسمی از اصطلاحات و عبارات دقیقتری استفاده کنید.
استفاده از وابستهها:
میتوان این ترکیب را با قیدها و صفتها ریخت و عبارات توصیفی به آن اضافه کرد، مانند: "جستجو کردن دقیق"، "جستجوی آنلاین"، "جستجو کردن در کتابها" و غیره.
تکرار و تنوع:
بهجای تکرار مداوم "جستجو کردن"، میتوانید از هممعنیهای آن مانند "پیدا کردن"، "سرچ کردن" و یا "بررسی کردن" نیز استفاده کنید تا تنوع بیشتری به متن بدهید.
با رعایت این نکات، میتوانید به طور موثر و صحیح از کلمه "جستجو کردن" در نوشتار یا گفتار خود استفاده کنید.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: گشتن، پژوهیدن، پوییدن، بازرسی کردن، بادقت جستجو کردن، طلبیدن، طلب کردن، جوییدن، پیگردی کردن، صیقلی کردن، شستن، زدودن، صابون زدن، تطهیر کردن، منتظر بودن، در جستجو بودن، بیمار بودن، کوشش کردن، قصد کردن، مبادرت کردن به، تقلا کردن، غارت کردن، لخت کردن، زیاد کاوش کردن، چپاول کردن، شانه کردن، خار کردن، ماهی گرفتن، ماهی صید کردن، بست زدن به، جان کندن، زمین کندن، قلع کردن، از کتاب استخراج کردن، خوردن، موش گرفتن، بو کشیدن، کش رفتن