جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: چین . (اِ) حاصل چیدن . (یادداشت مؤلف ). یک بار چیدن . یک دفعه بریدن سبزیهائی که چند بار توان چیدن . یک بار درو. حصاد،چین اول تره و یونجه و امثال آن : چین دوم شبدر. تره هشت چین دارد. (یادداشت مؤلف ). رجوع به درو شود. - شاه چین ؛ آن نوبت از چیدن که به فراوانی و کمال از دیگر نوبتها برتر بود. || چیده . چیده شده . - ته چین ؛ چیده شده دربن و زیر چیزی . - || نوعی پلو با گوشت و ماست و زعفران . - دارچین ؛ چیده شده از درخت . - دست چین ؛ چیده شده با دست سلامت میوه و دقت را. - سبدچین ؛ چیده شده در سبد. - سنگ چین ؛ به سنگ برآورده . - شب چین ؛ چیده شده به گاه شب . - صبح چین ؛ چیده شده به صبح . از بوته یا شاخه جداشده به وقت صبح . 1- آژنگ، اخمه، چروك
2- تا، لا
3- تاب، شكن، شكنج، فر، كرس
4- شيار، خط
5- چينه، قشر، لايه crease, fold, wrinkle, fluting, crimp, furbelow, plica, plication, chitlings, chitlins, chitterlings, crispiness, flexure, frill, fringe, lock, offset, plait, pleat, pucker, tuck, china تجعد، غصن، خط ملعب الكريكيت، غضن، جعد، جرح جرحا Çin chine china porcelana cina شکن، خط اطوی شلوار، تاه، اغل گوسفند، دسته یا گله گوسفند، حصار، چروک، چین خوردگی، اژنگ، ارایش راه راه، ارایش شیاری، جعد موی، مانع، پیچش وانقباض عضلهدرخواب، گول، حاشیه چیندار، چین دوختن روی، چین زنی، روده کوچک خوک، تردی، خم، خمیدگی، انحناء، لذت، زوائد، تزئينات، پیرایه، حاشیه، لبه، سجاف، کناره، قفل، طره گیسو، دسته پشم، چخماق تفنگ، افست، چاپ افست، انحراف، فرزند، نقطه شروع مسابقه، موی بافته، بافتن گیسو، چین و شکن، جمع شدگی، شیرینی مربا، بالازدگی، بالازنی، نیرو
... ادامه
677|0
مترادف:1- آژنگ، اخمه، چروك
2- تا، لا
3- تاب، شكن، شكنج، فر، كرس
4- شيار، خط
5- چينه، قشر، لايه