جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: چین . [ چ ِ ] (اِخ ) (ارنست بوریس ). عالم وظائف الاعضاء انگلیسی در سال 1904م . در آلمان متولد شد. استاد علم الامراض در آکسفورد برای همکاری با فلوری و فلمینگ در کشف پنی سیلین قسمتی از جایزه ٔ نوبل 1945 م . به وی داده شد. 1- آژنگ، اخمه، چروك
2- تا، لا
3- تاب، شكن، شكنج، فر، كرس
4- شيار، خط
5- چينه، قشر، لايه crease, fold, wrinkle, fluting, crimp, furbelow, plica, plication, chitlings, chitlins, chitterlings, crispiness, flexure, frill, fringe, lock, offset, plait, pleat, pucker, tuck, china تجعد، غصن، خط ملعب الكريكيت، غضن، جعد، جرح جرحا Çin chine china porcelana cina شکن، خط اطوی شلوار، تاه، اغل گوسفند، دسته یا گله گوسفند، حصار، چروک، چین خوردگی، اژنگ، ارایش راه راه، ارایش شیاری، جعد موی، مانع، پیچش وانقباض عضلهدرخواب، گول، حاشیه چیندار، چین دوختن روی، چین زنی، روده کوچک خوک، تردی، خم، خمیدگی، انحناء، لذت، زوائد، تزئينات، پیرایه، حاشیه، لبه، سجاف، کناره، قفل، طره گیسو، دسته پشم، چخماق تفنگ، افست، چاپ افست، انحراف، فرزند، نقطه شروع مسابقه، موی بافته، بافتن گیسو، چین و شکن، جمع شدگی، شیرینی مربا، بالازدگی، بالازنی، نیرو
... ادامه
484|0
مترادف:1- آژنگ، اخمه، چروك
2- تا، لا
3- تاب، شكن، شكنج، فر، كرس
4- شيار، خط
5- چينه، قشر، لايه
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر