جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: آشوب . (اِخ ) تخلص شاعری از متأخرین از مردم طهران ،معاصر صاحب مجمعالفصحاء. نام او ابوالقاسم بوده است . || شاعری مسمی بحسین از مردم مازندران که بهندوستان مهاجرت کرده . || شاعری از اهل همدان . || شاعری هندوستانی موسوم بمحمد بخش ، و او در زمان شجاع الدوله و پسرش آصف الدوله میزیسته و دیوان او به فارسی در هند معروف و متداول است . اضطراب، اغتشاش، بلوا، بينظمي، تشويش، جنگ، دعوا، شر، شغب، شورش، شوروغوغا، غوغا، فتنه، فساد، مجادله، ناامني، نزاع، هرج، هرجومرج، هلالوش، هياهو آرامش riot, tumult, unrest, turbulence, alarm, alarum, commotion, convulsion, disturbance, fury, fuss, misrule, revolution, ruckus, sedition, turbulency, hurly-burly, chaos kaos chaos chaos caos caos شورش، فتنه، بلوا، غوغا، طغیان، یاغیگری، جنجال، التهاب، اشوب، همهمه، هنگامه، اضطراب، ناارامی، اشفتگی، بی قراری، بی تابی، اغتشاش، تلاطم، گردنکشی، هشدار، اخطار، آژیر، اعلام خطر، هراس، اعلان خطر، اگاهی از خطر، از خطر اگاهانیدن، شیپور حاضرباش، هیاهو، جنبش، تشنج، شنج، تکان، اختلال، مزاحمت، ناراحتی، تعرض، پریشانی، خشم، غضب، شدت، غیظ، هیجان شدید و تند، سر و صدا، تلاش، هایهوی، نزاع، سوء اداره، درهم و برهمی، انقلاب، چرخش، دور، دوران، گردش
کلمه "آشوب" در زبان فارسی به معنای بینظمی، هرج و مرج یا اضطراب است. در نگارش و استفاده از این کلمه، توجه به چند نکته مهم است:
نوشتن صحیح: کلمه "آشوب" به همین شکل نوشته میشود و باید دقت شود که حروف آن بدون تغییر و به درستی نوشته شوند.
جایگاه در جمله: این کلمه میتواند به عنوان اسم (اسم نکره یا معرفه) در جمله به کار رود. مثلاً:
"در خیابانها آشوب بود."
"آشوبی در دلش شکل گرفت."
قید و صفت: "آشوب" میتواند با قیدهای مختلف یا صفتها همراه شود. مثلاً:
"آشوب شدید"
"آشوب روحی"
ترکیبسازی: این کلمه در ترکیب با دیگر کلمات نیز کاربرد دارد. مانند:
"آشوبگر" (کسی که ایجاد آشوب میکند)
"آشوبزده" (بازیابی فردی که در حال تجربه آشوب است)
استفاده در ادبیات: "آشوب" بهعنوان یک واژه تصویری، در شعر و ادبیات فارسی نیز کاربرد دارد و ممکن است به حالات احساسی یا اجتماعی اشاره کند.
نکات نگارشی: در نگارش، بهتر است از کلمات و عبارات جانبی به شیوهای استفاده کنید که معنا و مفهوم کلمه "آشوب" را واضحتر منتقل کند، و به جملات انسجام و زیبایی ببخشد.
با رعایت این نکات، میتوانید به درستی و به شیوهای مؤثر از کلمه "آشوب" در نوشتهها و بیانهای خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در ادامه چند مثال برای کلمه "آشوب" در جمله آوردهام:
در خیابانها، پس از اعلام نتیجه انتخابات، آشوب به پا شد.
وقتی که صدای طوفان به گوش رسید، احساس آشوب در دل همه ایجاد شد.
رفتارهای غیرقابل پیشبینی او همیشه در جمع دوستانش آشوب ایجاد میکند.
رسانهها گزارش دادند که برخی از تظاهرات به آشوب کشیده شده است.
در داستان، شخصیت اصلی در بحبوحهای از آشوبهای داخلی قرار میگیرد و مجبور به تصمیمگیریهای دشوار میشود.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: شورش، فتنه، بلوا، غوغا، طغیان، یاغیگری، جنجال، التهاب، اشوب، همهمه، هنگامه، اضطراب، ناارامی، اشفتگی، بی قراری، بی تابی، اغتشاش، تلاطم، گردنکشی، هشدار، اخطار، آژیر، اعلام خطر، هراس، اعلان خطر، اگاهی از خطر، از خطر اگاهانیدن، شیپور حاضرباش، هیاهو، جنبش، تشنج، شنج، تکان، اختلال، مزاحمت، ناراحتی، تعرض، پریشانی، خشم، غضب، شدت، غیظ، هیجان شدید و تند، سر و صدا، تلاش، هایهوی، نزاع، سوء اداره، درهم و برهمی، انقلاب، چرخش، دور، دوران، گردش