جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: دردمند کردن . [ دَ م َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بدرد آوردن . رنجور ساختن . ایجاع . ایصاب . (تاج المصادر بیهقی ).ایلام . (دهار). فجع. قفص . (منتهی الارب ) : مر آن چیز کآنت نیاید پسند مکن هیچکس را بدان دردمند. فردوسی . وآخر کار دردمندم کرد بنده ٔ خود بدم به بندم کرد. نظامی . || بیمار کردن . مریض کردن . ناخوش کردن : هرکه مر او را کند او دردمند کرد نداند به جهان کس دواش . ناصرخسرو. چراغی که مرگش کند دردمند هم از روغن خویش یابد گزند. نظامی . ألم، الم، وجع، حزن، عناء، أسى، عقوبة، جهد، أزعج، أمض، عض، كبد، عانى، كابد
کلمه "دردمند کردن" به معنای ایجاد درد و رنج یا ناامیدی در کسی است. برای استفاده درست از این کلمه و نوشتن جملات مناسب با آن، میتوانید از قواعد زیر استفاده کنید:
معنیشناسی: ابتدا به معنای کلمه توجه کنید. "دردمند" به کسی اشاره دارد که دچار درد و رنج است، و "کردن" فعل است که به عمل تبدیل شدن به این وضعیت اشاره دارد.
قواعد صرفی: "دردمند کردن" به عنوان یک فعل ترکیبی در متنهای رسمی و ادبی بسیار مورد استفاده قرار میگیرد. توجه داشته باشید که این ترکیب معمولاً در زمینههای عاطفی و انسانی کاربرد دارد.
استفاده در جملات:
در جملات توصیفی: "او با گفتار خود دردمند کرد."
در جملات پرسشی: "چگونه میتوان او را دردمند کرد؟"
پرهیز از ابهام: در هنگام استفاده از این کلمه سعی کنید جملههای خود را واضح و مشخص بیان کنید تا مخاطب بتواند به راحتی مفهوم را دریابد.
سرعت و تنوع در نوشتار: به جای استفاده مکرر از "دردمند کردن"، میتوانید از معادلهای مختلف و توصیفهای متنوع بهره ببرید تا متن شما جذابتر و متنوعتر شود.
با در نظر گرفتن این نکات، میتوانید جملات و متون بهتری با کلمه "دردمند کردن" بسازید.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر