جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: دنبال کردن . [ دُم ْ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پی کردن . تعقیب کردن . تعاقب کردن . به دنبال کسی رفتن . تعقیب . (یادداشت مؤلف ). - دنبال کردن کسی (کاری ) را ؛ تعقیب . تعقیب کردن . عقب وی رفتن . عقب آن را گرفتن . (یادداشت مؤلف ). pursue, follow, track, trace, chase, follow out, continue, dog, persecute, course, to follow تعقب، بحث، سعى، تابع، طارد، سلك، رافق، ناضل، مارس، نفذ، لاحق، واصل، يتحرى دنبال کردن، تعقیب کردن، اتخاذ کردن، تعاقب کردن، پیگرد کر دن، پی گیری کردن، پیروی کردن، پیروی کردن از، متابعت کردن، فهمیدن، پیگردی کردن، ردپا را گرفتن، پی کردن، ردیابی کردن، رسم کردن، ترسیم کردن، ضبط کردن، کشیدن، وادار به فرار کردن، شکار کردن، بانجام رساندن، ادامه دادن، مثل سگ دنبال کردن، ازار کردن، جفا کردن، پاپی شدن، دائما مزاحم شدن و اذیت کردن، بسرعت حرکت دادن، چهار نعل رفتن
کلمه "دنبال کردن" یک ترکیب فعلی است که به معنای پیگیری یا جستجو کردن موضوعی یا شخصی به کار میرود. برای استفاده صحیح از این ترکیب، چند نکته و قاعده نگارشی مهم وجود دارد:
فعل: "دنبال کردن" به عنوان یک فعل مرکب در جملهها استفاده میشود. به عنوان مثال:
من در حال دنبال کردن اخبار جدید هستم.
حالتهای مختلف:
برای بیان زمانهای مختلف (حاضر، گذشته و آینده) میتوانید از اشکال مختلف فعل "کردن" بهره ببرید:
من دنبال میکنم (حاضر)
من دنبال کردم (گذشته)
من دنبال خواهم کرد (آینده)
مصدر و اسم مصدر: "دنبال کردن" به عنوان مصدر به کار میرود. به عنوان مثال:
دنبال کردن اخبار مهم است.
مفعول: معمولاً بعد از "دنبال کردن" مفعولی ذکر میشود که نشاندهنده چیزی است که پیگیری میشود:
او پیگیر دنبال کردن تحصیلاتش است.
نحو: سعی کنید از ساختارهای صحیح نحوی استفاده کنید. به عنوان مثال:
به جای «من دنبال اخبار هستم»، درست است بگوییم «من اخبار را دنبال میکنم».
توجه به حروف اضافه: در برخی جملات، استفاده از حروف اضافه میتواند به معنای جملات کمک کند:
من دنبال راه حل برای مشکلاتم هستم.
با رعایت این نکات، میتوانید جملات صحیح و با معنا با استفاده از ترکیب "دنبال کردن" بسازید.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: دنبال کردن، تعقیب کردن، اتخاذ کردن، تعاقب کردن، پیگرد کر دن، پی گیری کردن، پیروی کردن، پیروی کردن از، متابعت کردن، فهمیدن، پیگردی کردن، ردپا را گرفتن، پی کردن، ردیابی کردن، رسم کردن، ترسیم کردن، ضبط کردن، کشیدن، وادار به فرار کردن، شکار کردن، بانجام رساندن، ادامه دادن، مثل سگ دنبال کردن، ازار کردن، جفا کردن، پاپی شدن، دائما مزاحم شدن و اذیت کردن، بسرعت حرکت دادن، چهار نعل رفتن